امشب رفتیم ی بستنی کوفت کنیم بم گف توبرو سفارش بده هرچی خودت خواستی
منم چون میدونستم حساس و سخت پسنده رفتم منو رو اوردم ک خودش انتخاب کنه
بش پیشنهاد دادم ک شیک نوتلابرداره اونم قبول کرد
وقتی اوردم گف این چیه من گفتم بستنی میخوام
وشروع کرد ب غرزدن و اینک توارزش بیرون اوردن نداری پولام حرومه که اینجوری حرومشون میکنی
حالابخداچندوقته لباس زیرمیخوام بخرم پول نداره میگم گناه داره بش میگم هروقت داشتی برام بخر
بعداینطور جوابمومیده
کل خرجم درماه فقط ی شا ر ژ و نت
بعدم دیگه بستنیارو پرت کرد از ماشین بیرون
این اولین باری بود که میگفت ارزش نداری ببرمت بیرون😭
ماشینم ک بعد تصادفم دیگه نداد دستم