یه دختر با کمک دوس پسرش
دختره از این خوشش میومد .دوس پسرشم که خبر نداشت دختره میخواد خودشو بچسبونه به طرفِ من
امدن دوتایی کارایی کردن که نمیتونم بگم
دختره هم نتونست با عخشم باشه اونجوری که خودش میخواست
😏😏😏😏😏😏😏
نه خبر ندارم
اما دوسش دارم تو دلم هنوز
بهترینم بود اون
لحظات خیلی خیلی خیلی خوبی داشتیم
هم با خودش هم با خانوادش
■دیوانه جان ! , تو چه می دانی , کسی که همه چیز را می سپارد به دل , چه رسوایی می شود , حالا هِی نیا , حالا هِی نباش , حالا هِی گوش هایت را بگیر , چشمانت را ببند , و باور نکن که عشق , مرا چه لامذهبی کرده است , که به هیچ صراطی جز تو , مستقیم نمی شود ... ■ ■مـن به خودم تمامت را قول داده بودم .گفته بودم سهم من خواهی شد .تو در تمام جاهای خالی زندگیم پر شده بودی .تو تمامت سهم من بود .آنچنان در آینده ام روشن به نظر می آمدی که تمام گذشته را خط زده بودم .تو قول من ، به خودم بودی ...بیا و مرا پیش خودم بد قول نکن …■ ■یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی؛؛یادت بخیر یار فراموشکار من! ■