امشب شوهرم دیر اومد خونه منم از بیرون رسیده بودم داشتم کارامو میکردم یهو دیدم دستگیره در رو یکی داد پایین دید در قفله بعد رفت پشت پنجره شیشه هارو تکون میداد یه لحظه گفتم محمد ببین کیه صدا دیگه قطع شد زنگ زدم شوهرم اومد اولش گفت از تو دستشویی تو حیاط یهنوری دیده بعد رفت تو کوچه کمکی بیاره رفتن تو دستشویی دیدن کسی نیست سکته زدم امشب