"من بسیار ثروتمند، بسیار، زیبا و بسیار غمگینم" ................................................................................................................ می توان همچون عروسک های کوکی بود/با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید/می توان در جعبه ای ماهوت/با تنی انباشته از کاه/سالها در لابلای تور و پولک خفت/می توان با هر فشار هرزه دستی/بی سبب فریاد کرد و گفت/"آه من بسیار خوشبختم"
من چندروز پیش درگیر سریال چرنوبیل بودم که محشششر بود
قبلشم ۱۰۰ که تا قسمت ۵ فصل ۶ بیشتر نیومده
الانم دارم فصل ۲ اتفاقات عجیب رو می بینم :))
« Made in pain 💔» به دَشتـی رسیدی بلندتر بخند! بلندتر بخند یادِ خونه بیـوفتُم ..:) هر هویتی رو رها کردم. هر احساسی رو از بین بردم. هر خاطرهای رو دفن کردم و هر آرزویی رو نادیده گرفتم. به نظر میرسه بینقصترین فرصت برای زندگیکردنه. بدون زنجیر. مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختندو برای عشق مرز، غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا میگیرد، نه عشق مرز میشناسد.-ارنستو چگوارالینک تاپیک اهدای عضو من کلیک کنید. ❤️
اوف که چقدر بده من خودم با گوشی بیشتر نگا میکنم.... سریال چی نگا میکنی؟!؟
همه نوع سریال به جز موضوع گرگینه ها و ومپایرها،
اما آخرین سریالهایی که تموم نکردم فصلشونرو سوپرنچرال بود و بیگ بنگ تئوری و مستر روبوت و واکینگ دد و دکستر و مستر روبوت و داستانهای ترسناک آمریکایی و پیکی بلایندرز فصل اول بودم، گریم و شکارچیان سایه فصل آخر موندش
چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی تا هستی خوش باش