بعدش این اقا جان میندازه تو یه چاهی یه کتی تن اقا جان بوده کتم می ندازه روشو در چاهم می بنده دوست مادرم میگفت دوماه پدرم مفقود بود دنیارو گشتیم میگه انقدر گریه میکردیم جالب تر این که اکبر انچنان گریو شیونی میکرد که همه تعجب میکردن و بدتر از همه این که اقا جان حدود چهار روز تو چاه زنده بود و فقط دچار شکستگی شده بوده و نمی تونسته خودشو نجات بده
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری😏shabnamtala@ من یه کاربر گوگول مگووووولم😋د😁😃😐😑 ؟😴سایتو💣 خالی کن😐می خوام🤞🏻تی بکشم🚱(کپی شده*) کابر قدیمی ام به همین سوی چراغ قسم😐♥*•♫.•*♥♥*• گوجهــــــــــــــــــــــــــــسبز .•*♥♥*•♫.•*♥
بعدش این اقا جان میندازه تو یه چاهی یه کتی تن اقا جان بوده کتم می ندازه روشو در چاهم می بنده دوست ما ...
هی وای من
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری😏shabnamtala@ من یه کاربر گوگول مگووووولم😋د😁😃😐😑 ؟😴سایتو💣 خالی کن😐می خوام🤞🏻تی بکشم🚱(کپی شده*) کابر قدیمی ام به همین سوی چراغ قسم😐♥*•♫.•*♥♥*• گوجهــــــــــــــــــــــــــــسبز .•*♥♥*•♫.•*♥
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری😏shabnamtala@ من یه کاربر گوگول مگووووولم😋د😁😃😐😑 ؟😴سایتو💣 خالی کن😐می خوام🤞🏻تی بکشم🚱(کپی شده*) کابر قدیمی ام به همین سوی چراغ قسم😐♥*•♫.•*♥♥*• گوجهــــــــــــــــــــــــــــسبز .•*♥♥*•♫.•*♥
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری😏shabnamtala@ من یه کاربر گوگول مگووووولم😋د😁😃😐😑 ؟😴سایتو💣 خالی کن😐می خوام🤞🏻تی بکشم🚱(کپی شده*) کابر قدیمی ام به همین سوی چراغ قسم😐♥*•♫.•*♥♥*• گوجهــــــــــــــــــــــــــــسبز .•*♥♥*•♫.•*♥
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری😏shabnamtala@ من یه کاربر گوگول مگووووولم😋د😁😃😐😑 ؟😴سایتو💣 خالی کن😐می خوام🤞🏻تی بکشم🚱(کپی شده*) کابر قدیمی ام به همین سوی چراغ قسم😐♥*•♫.•*♥♥*• گوجهــــــــــــــــــــــــــــسبز .•*♥♥*•♫.•*♥
اکبر هر روز به اقا جان شر میزده اقا جانم بنده خدا خی التماس میکرده که منو نجات بده بخدا نترس کارت ندارم حالا نکنه جالب داستان اینجاست که تین خانم میگفت ما تو این مدت که پدرم مفقود بود رفتیم پیش یه دعا نویس که گفت یه دختر نابلغو بیارید مام خواهر هفت سالمو بردیم میگه خواهرم تو اینه نگاه کرد گفت اقا جان در چاهه یه چیزی رو صورتش تو یه دهی به نا احمد اباد و میگه ما تمام احمد ابادهای شهر گشتیم پیدا نشد که نشد حالا نکته کجاست اینجا که اسم برادر بزرگ همین خانم احمد بوده اسم روستاشون محمود اباد این برادره وقتی بچه بوده از شیطنت رفته بوده رو تابلو ورودی روستا اسم روستارو خط زده یوده نوشته بوده احمد اباد یعنی که این روستا مال منه
اکبر هر روز به اقا جان شر میزده اقا جانم بنده خدا خی التماس میکرده که منو نجات بده بخدا نترس کارت ند ...
خو
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری😏shabnamtala@ من یه کاربر گوگول مگووووولم😋د😁😃😐😑 ؟😴سایتو💣 خالی کن😐می خوام🤞🏻تی بکشم🚱(کپی شده*) کابر قدیمی ام به همین سوی چراغ قسم😐♥*•♫.•*♥♥*• گوجهــــــــــــــــــــــــــــسبز .•*♥♥*•♫.•*♥
میگه خلاصه کلی گریه و زاری گشتن اینا پدر ما پیدا نشد اکبرم ظاهرا از همه ما جانسوزتر گریه میکردو دنبال پدر مفقود ما میگشت تا این این بلاخره یکی فرستادن برا تحقیقات میگه اون ماموری که امده بود تحقیق کنه تا چشش به اکبر افتاد از مادرم پرسید این کیه میگه به محض این که این سوالو پرسید قبل پاسخ مادرم اکبر به حالت جنون امیزی شروع کرد به تکرار اون جمله که من نکشتم من نکشتم و حین گفتن این جمله می دوید و نهایتا هم فرار کرد