2777
2789
عنوان

برخورد درست چیه؟

222 بازدید | 33 پست

سلام دوستان

من یه خواهرشوهر دارم همسن خودمه و مجرده تقریبا از همون اول ازدواجمون زیاد ازم خوشش نمیومد و از تمام حرفها و حرکاتم برداشت منفی میکرد و دلخور میشد البته مستقیم به من چیزی نمیگفت ووفقط کم محلی میکرد و غر ب جون همسرم میزد منو همسرم خیلی همو دوست داریم واقعا ایشون مرد فوق العاده ایه واس همین من سعی میکنم بخاطر همسرمم که شده نزارم کدورتی پیش بیاد و سعی میکردم کاری نکنم ک دلخور بشه ولی کسی که دیدش منفی باشه بالاخره یه بهانه ای پیدا میکنه البته من دوتا خواهر شوهر دیگه هم دارم ک اونارم یجورایی با من بد کرده اوایل همسرم ازم دفاع میکرد و سعی میکرد براشون توضیح بده ولی بی فایده بود و فقط باعث میشد هفته ها باهم قهر باشن حالا دیگه همسرم فقط گوش میده و اهمیتی نمیده...

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ما دور از خانواده هامون زندگی میکنیم تو این تعطیلاتی ک گذشت رفتیم شهرمون عموی جوون من چند ماهی هست که فوت کرده بهمین خاطر تو مناسبتا مثل نوروز و عید فطر و...تو خونشون جمع میشیم واس اینکه یادشو زنده کنیم ...مااوتروز ناهار و شام اونجا دعوت بودیم من به همسرم گفتم پدر مادرت گناه دارن بزار ناهارو بریم خونه ی مامانت فقط شام بریم خونه عمو فقط یکم زودتر بریم چون همه جمعن و دختر کوچولوی منو خیلی دوس دارن و وقتی بهشون گفتم ناهار نیستیم کلی گفتن پس عصر زوتر بیا ک نی نی رو ببینیم همسرمم خوشحال شد و قبول کرد ...ما ناهار رفتیم و ساعت شش و نیم قرار حاضر شدیم ک بریم خواهر شوهر بزرگم گف برا دخترم تولد گرفتم شمام باشین حتما ....گفتم کاشکی زودتر میگفتین ...

حالا هی ازونور زنگ میزنن چرا نمیاین از اینورم اینا انگار ن انگار

ساعت هفت و نیم بود دیدم همه حاضرن کیکم رسیده به خواهر شوهر بزرگم گفتم میشه تولدو شروع کنیم ک ماهم دیرمون نشه...

یهو این خواهرشوهرم‌ با یه لحن ی گفت مگه شام دعوت نیستین حالا ک خییییلی زوده منم گفتم ناهارم دعوت بودیم میخان بجه رو ببینن میخواستم زودتر برم....

باز خانوم بهش برخوردو دلخور شد

خیی اتفاقی شنیدم داشت بازم ب همسرم غر میزد که خانومت از ما خوشش نمیاد مگه ما چیکارش کردیم انقد عجله داره ک بره ...شما همیشه اینجا بخاین بیاین دیر میاین و ...

تقصیر خودته😕 وقتی گف تولد دارن همونجا تبریک میگفتیو کادوتو میدادیو میگفتی کاش زودتر میگفتینو جایی دعوتیو میرفتی ❤❤❤

همسرم قلب من ... دخترم وجود من ... مامانم هستی من ... بابام تکیه گاهم... آبجیم همدمم... داداشم مونس من... خدایا همه شونو واسم سالم نگهدار...الهی آمین...

اه اه اه نسل اینجور خواهرشوهرا باید منقرض بشه

با آدم بی منطق بحث کردن مثل چایی دم کردن با آب سرده . ظاهرا داری همون کارو انجام میدی ولی عمرا به نتیجه دلخواه برسی

از اونروز حالم بده ....تا کی مواظب رفتارم باشمو این حرفا راجع بم گفته بشه؟؟

البته همسرم اهمیتی نمیده ولی واقعا بی انصافه

فرداش که باهم رفتیم تفریح کلی تیکه انداخت و من بازم بخاطر عشقم هیچی نگفتم

از اونروز حالم بده ....تا کی مواظب رفتارم باشمو این حرفا راجع بم گفته بشه؟؟ البته همسرم اهمیتی نمید ...

ازدواج میکنه ان شاءالله سرش میاد

با آدم بی منطق بحث کردن مثل چایی دم کردن با آب سرده . ظاهرا داری همون کارو انجام میدی ولی عمرا به نتیجه دلخواه برسی
تقصیر خودته😕 وقتی گف تولد دارن همونجا تبریک میگفتیو کادوتو میدادیو میگفتی کاش زودتر میگفتینو جایی د ...

دختر خواهرشوهرمو خیی دوست دارم نخواستم ازم دلگیر شه 

تو فقط خواستی بری اونجا دعای و جعلنا من بین ایدیهم سدا رو بخون و راااااحت

با آدم بی منطق بحث کردن مثل چایی دم کردن با آب سرده . ظاهرا داری همون کارو انجام میدی ولی عمرا به نتیجه دلخواه برسی

من برادر ندارم و واقعا حس خواهرشوهر بودنو درک نمیکنم ولی  خواهرشوهرای عزیز شمارو بخدا انصاف داشته باشین یکم مثبت فک کنین حداقل بخاطر آرامش برادرتون چرا هرچیزکوچیکی رو بزرگ میکنین 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792