2777
2789
عنوان

ترسا فیدالگو

7194 بازدید | 72 پست

بچه ها من خیل متاسفم متاسفم من باید اینو واستون میفرستادم الان شما وقتی که این پیامو باز میکنید نمیتونید از خوندنش دست بکشید.

سلام اسم من ترسا فیدالگو هست. من 27 سال پیش مردم. اگه تو این پیامو واسه 20 نفر دیگه نفرستی من همیشه کنارت میخوابم. اگه تو باور نمیکنی اسممو سرچ کن توی نت "ترسا فیدالگو" پس اینو واسه 20 نفر از دوستات بفرست. یه دختر اینو رد کرد و مامانش 20 روز بعدش مرد. دوباره این پیامو واسه فرستنده ش برنگردونید (از کپی کردنش و فرستادنش متاسفم ولی این الکی نیست.)اسممو توی گوگل سرچ کنید.

#واقعیتها

یا خدا این چیه دیگه😟😟😟

برای زندگی قانون مهربانی بگذاریم، هر که اخم کند جریمه‌اش لبخند، و هر که لبخند بزند پاداشش عشق باشد....قانون مهربانی، پاداش و مجازاتش شیرین است😊😍

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اوکی من نشر نمیدم ببینم چه اتفاقی میخواد بیفته

کی از این خرافات دست میکشیم؟


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
من نگفتم واقیعیه اگ دقت کنی میبینی ک یه ایموجی خنده هم کنارش گزاشتم

ندیدم اونو


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
پس وقتی مطمعن نیستی کامتی نزار

مطمئن بودم از حرفم

ایموجی خنده رو ندیدم و باعث نشد فکر کنم شوخیه:-)


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108