2777
2789
عنوان

ترسا فیدالگو

6888 بازدید | 72 پست

بچه ها من خیل متاسفم متاسفم من باید اینو واستون میفرستادم الان شما وقتی که این پیامو باز میکنید نمیتونید از خوندنش دست بکشید.

سلام اسم من ترسا فیدالگو هست. من 27 سال پیش مردم. اگه تو این پیامو واسه 20 نفر دیگه نفرستی من همیشه کنارت میخوابم. اگه تو باور نمیکنی اسممو سرچ کن توی نت "ترسا فیدالگو" پس اینو واسه 20 نفر از دوستات بفرست. یه دختر اینو رد کرد و مامانش 20 روز بعدش مرد. دوباره این پیامو واسه فرستنده ش برنگردونید (از کپی کردنش و فرستادنش متاسفم ولی این الکی نیست.)اسممو توی گوگل سرچ کنید.

#واقعیتها

یا خدا این چیه دیگه😟😟😟

برای زندگی قانون مهربانی بگذاریم، هر که اخم کند جریمه‌اش لبخند، و هر که لبخند بزند پاداشش عشق باشد....قانون مهربانی، پاداش و مجازاتش شیرین است😊😍

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اوکی من نشر نمیدم ببینم چه اتفاقی میخواد بیفته

کی از این خرافات دست میکشیم؟


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
من نگفتم واقیعیه اگ دقت کنی میبینی ک یه ایموجی خنده هم کنارش گزاشتم

ندیدم اونو


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
پس وقتی مطمعن نیستی کامتی نزار

مطمئن بودم از حرفم

ایموجی خنده رو ندیدم و باعث نشد فکر کنم شوخیه:-)


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792