سلام بچه ها...من یه مقدار پول گیرم اومد بعد خواستم با یه نفر صمیمی یه کاری رو شروع کنیم من بهش پیشنهاد دادم پول از من فروش از تو...خواستم لباس و اینا باشه بعد من به کسی نگفتم امروز به مامانم گفتم میخوام اینکارو کنم سریع رفته گذاشته کف دست شوهرش ...(بابام فوت شده مامانم شوهر کرده)بعد اونم زنگ زده نه نکن و ازین حرفا ...انقدر اعصابم خرابه که دلم میخواد مامانم و خفه کنم که چرا بینمون مادرو دختری نداریم هر چی من بهش میگم سریع میره میزاره کف دست شوهرش ازین کاراش خسته شدم..از بچگی نذاشت رو پای خودم باشم هر وقت هم که اومدم برم اموزش ببینم برای هرچی مثل خیاطی و اینا هی نه اورد تو کارم الانم که ۸ ساله ازدواج کردم هنوز تو کارای من تصمیم میگیره منو دلزده میکنم حالا من چیکار کنم
خب حالا اونا گفتن نه، شما اگر فکر میکنی به صلاحته که انجام بدی انجام بده و به حرف کسی کار نداشته باش. خودت هم با این اوصاف سست هستی که سریع با حرف یکی تحت تاثیر قرار میگیری و بیخیال همه چی میشی