2777
2789

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

درحال بخور دادن 

غذاهم هیچی 😍مادرشوهر میپزه امروز😎

خداازت سپاسگذارم که تودلیم روحفظ میکنی ازت ممنونم که به زودی زود تواغوشم میگیرمش سپاسگذارم که نه ماه انتظارم زود وبه سلامت به پایان میرسه وتوراهیمون سلامت میاد پیش منو باباش.....😍😘😘😘😘
سلام قربونت .شوهرم دیشب از ماموریت اومده  تا الان خواب بودیم الانم بابامو برد ترمینال اخه این چ ...

چقد باباها مهربونن💜خدا پدرتونو حفظ کنه

💔دراین دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی..💔سلیمان گر شوی آخر نصیب مور میگردی... 💔
چقد باباها مهربونن💜خدا پدرتونو حفظ کنه

قربونت عزیزم .الان دلم بدجور گرفته که توخونه نمیبینمش .این چند روزه سرماهم خورده بودم میرفت برام دارومیگرفت خرید میکر گاها ظرفامو میشست سوپ برام درست میکرد.دلم براش تنگ شده☹

وزن فعلی۷۳ .هدف اول ۶۸  هدف دوم ۶۵...امروز۹۹/۸/۱۱تصمیم جدی و دوباره برای لاغری دارم الهی شکرت که یه نی نی سالم بهم دادی ...برای خوشبختیه خودم دست بکار میشم تلاش میکنم و خوشبخت میشم ...خوشبختی حق منه و بالاخره منم لاعر شدم وزن ۶۰کیلو 🤩🤩🤩دلم نیومد قسمت اول امضامو پاک کنم ...بماند به یادگار...نی نی دومم هم بدنیا اومد الان دوتا گل پسر دارم ...خدایا شکرت که همیشه هوامو داری .هرچی خواستم بهم دادی ...کاش لیاقت بندگیتو داشته باشم😍واما پروسه ی لاغری من دوباره شروع شد شروع کاهش وزن :۲۶ /۱۱،وزن اولیه ۷۱😪😪۲۶ /۱۲ وزن:۶۶.۵😍😍ورن هدف ۵۸

از دیروز اومدم خونه مامانم اینا . شوهرم رفته جایی برای کار خارج شهر.

پا شدم صبحانه خوردم و ناهارم قراره به درخواست دخترم ماکارونی بپزه مامانم.😊😊😊

مثبت فکر کنید،اتفاقهای مثبت رخ میدهد...

ساعت ۸ بیدار شدم دیدم شوهرم و دخترم نیستن زنگ زدم گفت رفتن نونوایی

الانم دارم به دخترم شیر میدم تابعدش برم به شوهرم تو پروژش کمک کنم

ناهارماز دیروز قرمه سبزی مونده 

دو هفته دیگه میریم مسافرت

هر وقت تایپک میزنم معنی اسم دخترمو میپرسن محیصا یعنی برگزیده. 

سلام

ممنون

منتظر جلسه بعدی

اشتهای نهار ندارم

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
قربونت عزیزم .الان دلم بدجور گرفته که توخونه نمیبینمش .این چند روزه سرماهم خورده بودم میرفت برام دار ...

منم بابامو خیلی دوست دارم 💜

خدا برات حفظش کنه😘

💔دراین دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی..💔سلیمان گر شوی آخر نصیب مور میگردی... 💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

به یاد

hombik | 5 ثانیه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز