با همکلاسیم ک گفتم خواستگاری کرده و 1 ماه در ارتباطیم امروز بحث کردیم اعصابم بهم ریخته.بهم گفتاینایی که میگم ناراحت نشو میخام باهم صحبت کنیم که اگه اینطوره حل بشه گفت تو لجبازی خیلی و میخای حرف حرفه خودت باشه و با من مث مادر رفتار میکنی و میگی مثلا این کارو بکن و اون کارو نکن اینارو که گفت من بدتر لج کردم و قاطی کردم گفتم من همینه ک هستم اگه نمیتونی ادامه ندیم گفت من فقط دارم صحبت میکنم باهات چون اینطوری خودت به مشکل بر میخوری تو زندگیت.خلاصه اینه که نمیدونم چرا اینجورم وقتی ازم انتقاد میکنه من قبولدار نیستم و عصبی میشم و بحثمون میشه و اصلا حالم بد میشه چیکار کنم به نظرتون؟
چون بهش علاقه نداری میخای لجبازی کنی زندگی یعنی توافق رسیدن سر خیلی چیزها نه اینکه امر و نهی کنی
خدایا متاسفم برای تمام لحظاتی که ناامید شدم و تو حاجتم را دیرتر براورده کردی تا کمی بیشتر در کنارت باشم و اکنون که بی قرار تر از هر لحظه صدایت میکنم تو زودتر اجابت دعایم را نزدیک کن تا از شادی غرق در شکر گزاری تو شوم...واسه حاجت رواییم 💖سه تا توحید 💖بخون لطفا...
علاقه دارم ولی حساس شدم دلم میخاد 24 ساعت قربون صدقم بره و ازم تعریف کنه نه این که انتقاد کنه
زندگی بچه بازی نیست که با عشقم عزیزم بگذره اون اقا داره وار درستی رو میکنه داره بهت نشون میده چه برخوردا و ایرادات و مشکلاتی هست که باید به توافق برسیم بهتره با منطق باهاش برخورد کنید و حرف درباره ایندتون بزتید زندگی توافق دو نفره سر خیلی چیزهاست! بچه بازی نیس فکر کردی چرا دو نفر ادم عاشق بعد چند سال از هم میخان جدا بشن چون تو دوران عشق و دوستی به جا اینکه دو کلوم حرف حساب بزنند نشستند فقط گفتند عاشقتم اون گفته من بیشتر تو زندگی هم گفتند من این مشکل دارم اون گفت همین که هست! برو خونه بابات
خدایا متاسفم برای تمام لحظاتی که ناامید شدم و تو حاجتم را دیرتر براورده کردی تا کمی بیشتر در کنارت باشم و اکنون که بی قرار تر از هر لحظه صدایت میکنم تو زودتر اجابت دعایم را نزدیک کن تا از شادی غرق در شکر گزاری تو شوم...واسه حاجت رواییم 💖سه تا توحید 💖بخون لطفا...