بچه ها قبلا براش اینجا سوال پرسیده بودم ...
حالا که شما تجربه دارید و متاهل هستید باز راهنمایی کنید ...دوست من ماه دیگه بچه ش بدنیا میاد ...تو شهر غریب هست،دختر خوبیه من ازش بدی ندیدم .بیشتر وقتا باهام درد دل میکنه ...
تو اون شهر از روزی که عروسی گرفت رفت ،همه خانواده همسرش چه خواهر چه برادرش کنارشون گذاشتن...
سر ی سری رفتاری که خواهرشوهرا و مادر همسرش داشتن اینا زیاد نمیرن خونه شون ...
بماند داداش همسرش عقد نیومد،عروسی نیومد ،بعد عروسی همه رو دعوت کرد ولی کسی وعده نگرفت ازش،یا اگر میگرفتن به همسرش غققط زنگ میزدن...خوااهراش بهش گفتن تو موذی هستی،دروغ گویی...مادرشوهره هم مثل اینکه بخاطر دخترااش خیلی متلک بار دوستم کرد .اینم بی زبون،نه مادر و پدرش پیشش هستن نه کسی .صبح تا شب تو خونه ست ...فقط همسرش خوبه .ولی الان ۸ ماه بارداره یکی ی ظرف غذا براش نبرد و ... خیلی حرف که بماند ...
الان دیروز مهمونی جااریش بوده...تولد بچه ش ۱ سالشه...جااریی بگم که میگه عروسی کرد اصلا وعده نگرفت .. دوما برادر شوهره رفت کربلا و مشهد ،به اینا زنگ نزد به بقیه زد ...بعد گقته رنگ زدم جواب ندادن .
با این حال دوستم به همسرش گفت اشکال نداره بریم بذار سربلند بشه ...عروسی گرفت ی کارت نیاورد دم خونه دوستم بده .دوستم میگه نمیدونم چرا همه با ما لج هستن ...چشم ندارن ما رو کنار هم ببینن...همه ش هم میگه تقصیر خواهر شوهراشه...جاری هاش که اصلا نه وعده میگیرن،نه عید دیدنی میان ...حالا تولد بچه ش بود برادر شوهرش اس داده ،،،بیاید تولد دخترم خونه پدر زنم.زنش هم نه زنگ نه احترام ...تازه برادرشوهره چند ساله بعد عروسی پول نداشت رفتن با هم تو خونه پدر زنش زندگی میکنن ...
اینا نرفتن ...دوستم میگه دوست داشتم میرفتم...ولی دلم رو شکستن...من و همسرم کاری بهشون نداریم ...ولی احترام ما از نظر اونا ی وظیفه ست ...
نظر شما چیه ؟؟؟؟