دوست الان بهم زنگ زد با کلی گریه و اینا که توروخدا به دادم برس گفتم چیشده میگه خسته شدم دیگه از دست شوهرم طلاق میخوام تو بگو چیکار کنم
آخه پدر شوهرش تمام خرج و مخارج خونه رو میده
شوهر خوش قیافه و کاری
خانواده شوهرش همجوره پپشتشن
خونه 250 متری بالا شهر تهران
از وضع زندگی شم خبر دارم شوهرش خیییلی آرومه و خوش برخورده همیشه پشته دوستم وایمیسته حتی جلوی خانوادش با این حال دوستم میخواد طلاق بگیره البته اینا دلیل واسه طلاق نگرفتن نیست شاید واقعا یه مشکلی داره حالا من از مسائل داخلی خانواده خبر دار نیستم الان بهم زنگ زد که طلاق میخوام تو بگو بگیرم یا نه منم گفتم شرمنده عزیزم من توی این مسائل دخالت نمیکنم اونم ناراحت شد و قطع کرد کار اشتباهی من کردم ؟؟؟؟؟؟؟