ازم توقع داره هروقت مامانم اینا میان اونام باشن ازم توقع داره گاهی شب نگهش دارم. ازم توقع داره اگ خواهرشوهرام همونجور ک واسش ارزش قائلم کادو میخرم و شام دعوت میکنه اون اینکارارو نکنه من چیزی نگم چون این داداشه و وظیفشه.من تولدم و یلدا وعیدی آوردنی بهش نگفتم اونم دیگ دعوتم نکرده که چرا تو نگفتی؟رفتم گفتم ببخشید اما باز کوتاه نیومد گفت با ببخشید مگ درست میشه من ناراحتم.خواهرشوهرمم دیگ محل نمیده چون عیدی واسش تیشرت بردم. حالا من باید چیکارکنم؟قهرکردن. تقصیرکیه این وسط
کلا تقصیر قوم شوهره....والا.من هنوز ازدواج نکردم ولی خانواده دوست پسرم قشنگ معلومه چقد وحشتناکو بلا ملا تشریف دارن...ماازدواج کنیم عمرا من بتونم باهاشون کنلربیام البته فقط یک درصد هست ک اقوام شوهر خیلی خوبن.اونم دیگ سعادت میخواد قسمت هرکسی نمیشه
عزیزم منم مادرشوهرم اینطوری بود تازه اون خطا میکرد و توقع بیجا داشت معذرت خواهیش از سمت من بود....دیدم با این روش روز به روز پرتوقع تر و حس ملکه بودن میکنه،بخاطر همین حدود یکسال سر یه پرتوقعیش قطع ارتباط کردم بعد اون قطع ارتباط دیگه به خودش امد الان حتی یه ذره هم گلایه نمیکنه.اگه هر چی به حرفهای مادرشوهرت بها بدی روز به روز بدتر میشه