سلام بچه ها خوبین، میشه بیاین بگین شما هم مثل من دچار افسردگی بعد از زایمان شدین؟ من که خیلی داغونم. پسر اولم رو طبیعی زایمان کردم. خیلی شاد بودم، اصلا نمیفهمیدم افسردگی چی هست. بعد از سه سال دوباره بچه دار شدم خدا بهم یه فندق ناز هدیه. اونم پسره. ولی وقتی من سزارین شدم. بعد که بهوش اومدم بچه رو دادن بهش شیر دادم. حالم خوب. ولی بعد از چند روز همش میگفتم من بهش هیچ حسی ندارم. هیچکی هم منو درک نمیکنه. همش یه گوشه نسشتم. میگم هیچی برام جالب نیست زندگی برام معنا نداره. همش اضطراب و استرس. تپش قلب دارم خیلی داغونم. میخوام از این حال در بیام ولی نمیدونم چطوری باید شروع کنم؟ هر کی هر تجربه ای داره بیاد بگه.... ممنون
برو دکتر دارو میده بهتر میشی .با این حالت دو تا بچه رو باید نگه داری .
هومیوپاتی سلامتیمو مدیونتم . دوستای نی نی سایتی زیاد درباره هومیوپاتی سوال میکنن . هومیوپاتی یه روش درمانیه ضد التهابه خیلی از پزشکا تو خارج از کشور بیمارای الرژی والتهابی شون رو ارجاء به پزشک هومیوپات میدن .با اینکه تو کشورمون این پزشکا کم نیستن ولی ناشناخته ان اگه یه سرچ تو گوگل کنید اسم وادرسشون هست تو کل کشور هستن . خیلی از مشکلات مثل کیست واندومتریوزو.... با چند ماه درمان هومیوپاتی قابل درمانه .خوبی این روش اینه که بعد درمان وقطع دارو احتمال عودبیماری خیلی خیلی کمه چون کار هومیوپاتی تقویت بدن خود فرده تا بدن خودش با بیماری مبارزه کنه .خلاصه برای بیماریهایی که تو طب شیمیایی درمان قطعی نداره وفرد باید کل عمرشو دارو بخوره هومیوپاتی با چند ماه میتونه براش معجزه کنه وخوب بشه .بیماریهای داخلی واعصاب والرزی ونازایی وتیروئید و...از این جمله اند .دراخر اینم بگم سینا طب ارسال دارو به کل کشور دارهتوی این تایپیکم درباره هومیوپاتی توضیح دادم
من سر هر دو تا پسرم همینطور بودم مخصوصا اولی .چون شوهرم ورشکسته شده بود .هیچی خوشحالم نمیکرد .گریه میکردم .بچه رو میدادم مامانم .میگفتم اون بزرگش کنه .یا سر دومی اصلا مشکلی نداشتیم ولی فکر میکردم پیر شدم .و به خاطر اندامم به هم ریخته بودم .ولی همه ی اینها باید زمان بگذره تا خوب بشی .تو خونه تنهایی اهنگ بذار .با خودت خوش بگذرون .
گاهی مرگ،فقط جدا شدن روح از بدن نیست دختر باشی و پدر برود تو برای همیشه مُردی...
به خودت میخوای تلقین کنی که دوستش نداری .الان حاضری بچه رو حتی برای چند ساعت بدی به کسی .معلومه که نع .چون تو شهر غریبی هستی همه ی اینا دست به دست هم داده .این حالتو داشته باشی .اگر شوهر دلسوزی داری از اون کمک بگیر یا یکی از افراد خونوادت بیاد یه مدت پیشت .عصرها دست بچه توبگیر با کوچولوت برید پارک .
گاهی مرگ،فقط جدا شدن روح از بدن نیست دختر باشی و پدر برود تو برای همیشه مُردی...
به خودت میخوای تلقین کنی که دوستش نداری .الان حاضری بچه رو حتی برای چند ساعت بدی به کسی .معلوم ...
آره فکر کنم تلقین میکنم. چون شب به کوچولو گریه میکنه سریع بلند میشم بهش میرسم.، ولی نمیدونم چرا انگیزه ندارم. من کلاس خیاطی آنلاین شرکت مردم. حتی الگو کشیدم که شروع کنم خیاطی رو. ولی دستم به کار نمیره. بیشتر شبا هم خواب ندارم.