2777
2789
عنوان

آبجی خانم_صادق هدایت (کل داستان)

| مشاهده متن کامل بحث + 1634 بازدید | 72 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

مادرش مقصربوده بنظرم


فرهنگ عقب مونده که میگن همینه

 شاهد تقابل دارودسته اپستین با شکمهای سیر از گوشت کودکان با پاکان عالم با زبان روزه و شکمهای گرسنه هستیم. رهبر با حدود ۹۰ سال سن، عمرش امروز و فردایی بود، حیف بود با بیماری و در بستر رحلت کنن، رهبر عین جدش امام حسین(ع) هرگز تسلیم نشد و عین جدش شهید شد، اسمشون در تاریخ خواهد درخشید❤️ روشنفکرنماها معتقدن امر به معروف یعنی فضولی! ولی خودشون صبح تا شب در حال تلاشن که دیگران رو به کاری که از نظر اونها درسته هدایت کنن و در پی آزاد کردن نادانها هستن 👈 خدایا هزاران بار شکرت

امثال آبجی خانوم کم نیستن تو جامعه

امیدوارم روزی برسه که ارزش زن به توانمندیها و استعدادش باشه نه ظاهرش


اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد . ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون> می برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود !!!

هدایت تو داستان هاش دردهای جامعه رو خیلی قشنگ به تصویر می کشید 😔

 ‏وقتی مردا خیانت میکنن باید گذشت کرد تا زندگی خراب نشه و آبروداری شه، بالاخره بچه پدر میخواد... اما وقتی زنا خیانت کنن باید فورا طلاقشون داد تا این ننگ پاک شه و بچه زیر دست یه خراب بزرگ نشه ... دنیای زیبایی ست 😐
چقدر من داستان دوست دارم ممنون که میزاری


فدات شم، خواهش میکنم...


الان جدیدا هشتگ میزارم برای داستانهای کوتاهی که میزارم، 

البته فعلا تازه شروع کردم،

میتونی هشتگ زیر رو دنبال کنی...

داستان_با_تبسم#   

سپاس تبسم جان از وقتی که گذاشتی . اما جمله ی آخرش به دلم ننشست ، چون آدم با این همه ریا و حسادت و دروغ و بدخواهی و تهمت مسلما نمیتونه به بهشت بره 

من خواهر سما هستم ، دختر ۲۲ ساله ای که از ۲۵ تیر ۱۴۰۱ در شیراز ، گم شد. ما هنوز چشم انتظاریم😔😭
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792