احساس افسردگی دارم... انتخابم برای ازدواجم اشتباه بود ... با عشق ازدواج نکردم... دارم خودمو نابود میکنم... هر روز از یکی خوشم میاد تو دلم میگم کاش مثلا شوهر منم فلان ویژگی رو داشت... به عبارتی انگار همه ی پسرا خوبن جز شوهر من ... من پرستارم... مرد اطرافم زیاده... ازشون توجه ک می بینم مقایسه میکنم با شوهرم... حتی خجالت میکشم ک شوهرمو به کسی نشون بدم ... اما اصلا اهل رفیق بازی و خیانت نیستم تو دلم فقط میگم کاش... بچه ها تو رو خدا بگید چیکار کنم از کسی خوشم نیاد...
[QUOTE=91956091]1سال و نیم[/QQUO ازش بدت میاد یا متنفری ؟
متنفر نیستم ولی اگه بخوام جدا بشم دلم براش میسوزه خیلی سختی کشیده با پدر معتادش... من خیلی خانوادم با خانوادش فرق داشت. خیلی حماقت کردم از اولش... دلم سوخت ...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من همه چیم خوبه بخدا... همه جا ازم تعریف میکنن. فقط به سطح خیلی پایین تر از خودم رفتم ... شوهرم مثلا تو جمع میاد اخم میکنه من حتی استرس دارم شوهرمو ب دوستام معرفی کنم میترسم گرم نگیره
چون پرستار هستی خیلی مهربونی و خواستی براش مادری کنی و عین بیمارهات دلت به حالش سوخته و ازدواج کردی ...
من جواب مثبت دادم ک دلش نشکنه اصلا فکر نکردم به ازدواج... همون روز خواستگاری فهمیدم ب درد هم نمیخوریم ... ولی بعضی اوقات همه چی زود اتفاق میوفته ... عاقل نبودم