یکی از آشناهای ماهم درس خوند از طرف دانشگاه کار بهش دادن مشغول شد ادامه تحصیل داد و از پدر مادرش جدا شد الان ۳۷،۸ رو داره بالای ده ساله تنها زندگی میکنه و مجرده..یه خاستگار توپ و سمج داشت که رد کرد.. ازش پرسیدم چرا گفت عین خر سیگار میکشید نتونستم کنار بیام قبول نکردم..حتی تا این اندازه هم حاضر نشد حرص سیگار بخوره چه مونده اعتیاد و خیانت و.. اوایلش با دوستاش خونه داشت ولی بعدا دید اونا دوست پسر بازی میکنن و داستان دارن بیخیال شد و تک خونه گرفت..کارهاشو هم کارگر میگیره انجام میده.. هر وقتم مرخصی میگیره میاد با فک و فامیل میچرخه مهمونی میره..
اگر هم خونه خوب که داستان درست نکنه مرد خونه نیاره با اخلاق و مهربون باشه پیدا کردی هم خونه شو.. یا دوست قدیمی و..یا دختر سن بالا تو فامیل داشتین که خواست بیاد با تو.. اونجوری خوبه.. ولی همینجوری به هرکسی اعتماد نکنی راه بدی تو زندگیت تنهام هستی نامرد از اب در بیاد..
بعد ازین هر گلی زدی به سر خودت زدی.. باید خوب تلاش کنی که یه زندگی راحت برای روزای بازنشستگیت مهیا کنی..