شوهرم منم اوایل اینجوری بود چندبار نادیده گرفتم دیدم از رو نمیره منم بهش گفتم هروقت میخوای بکشی بروخونه بابات من بدن میاد از بوش و کثیف کاریش. اونم قبول کرد حالا هروقت میره خونه باباش با برادرشوهر هام اونجا میکشن حق ندارن داداشاش هم خونمون اومدن بکشن یه برادرشوهرم میخواست خونه ما بساط قلیان راه بندازه منم بهش گفتم من با همسایه هامون تو ساختمون رفت و امد دارم زشته بوی قلیون تو راهرو بیاد اونم دید من بدم میاد بیخیال شد ولی بهش برخورد زود بلندشد رفت
سنجاق کن دوست دارم های مرا سمت غرب سینه ات تا دلت بشنود.. بلرزد.. بتپد ..تنها برای من