من ابان ماه جدا شدم و یه بچه دارم که پیشه خودمه اصلا بهونه مادرشو نمیگیره اما مادرش عجیب اصرار داره که من دارم بچشو ازش میگیرم در صورتی که خودش خواست جدا بشه خودش رفت وکیل گرفت و گفت مهریه نمیخوام فقط امضا کن تمام بشه بچه هم نمیخوام خلاصه دو روز پیش بهم پیام داد که بخاطربچه بیا دوباره زندگی کنیم و از این حرفا من چیزی نگفتم تا دو روز بعدش احواله بچه رو گرفت منم گفتم یه سرمایه ریزی خورده که یهو دیدم پیامکهای فحشش به پدر و مادرم و خودم شروع شد من جواب ندادم چون دیگه حوصله دعوا ندارم تا دیشب که بعد از یه هفته دوباره پیام داده که معذرت من عصبی شدم بزار با بچه حرف بزنم منم جوابشو ندادم و نمیدونم چکار کنم بخدا پسرم بهونه مادرشو نمیگیره منم نمیتونم بهش بگم از یه طرفم واقعا ازش بیزارم بخاطر توهیناش بخاطر کاری که با زندگی من کرد واقعا نمیدونم باید چکار کنم ...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.