2777
2789
عنوان

داستان زندگی من ( لیموناد یا ندا )

| مشاهده متن کامل بحث + 72098 بازدید | 207 پست
طفلي واقعا بنظرت با اين اوضاع روحي و اين شوهر احمق نفهم وقت داره اين كارا رو بكنه حتما شوهرش ببينه ...

عزیزم ما به احترامش مدام پیگیر تاپیکش هستیم. واقعا اگه بخواد میتونه تو دوساعت تایپ کنه و تموم بشه.

سریال نیست که😩😩😩😩

آخه میخوام بدونم بالاخره چیکار کرد😳😳😳😳

❤👬❤

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

از زمانیکه ندا شروع به نوشتن داستانش کرد انقدر آدمای بی ظرفیت ادا بازی دراوردن اعصاب نذاشتن برامون بمونه...چقدر بعضیاتون واقعا بچه اید و در عجبم چطوری دارید با ادمای اطرافتون زندگی میکنید.

خب خواهر من اذیت میشی از اینکه روند نگارش داستان طولانی شده نخونش، یا برو یک ماه دیگه بیا بخون.... دائم به ندا میگید به مخاطبات احترام بذار بیا همه داستانتو یجا بنویس ولی این شمایید که دارید به ندا و بقیه خواننده ها بی احترامی میکنید وقتی هی باعث میشید تاپیک بسته شه...

فکر میکنی دروغه نخون!هرکسی عقل و شعور داره تشخیص بده راسته یا دروغه .چرا فکر میکنی باید دانشت در مورد راست یا دروغ بودن داستان رو به بقیه بقبولونی....اینجا که چت تلگرامت نیست که ندا اختصاصی براتون بنویسه باعث ازارتون شه.یه سایت عمومیه و شما از هر بخشش بدت بیاد میتونی واردش نشی 

تاپیک ندا مشخصه که مثل خیلی از تاپیک های این سایت که برای مشورت گرفتن از اعضای سایت قرار میگیره نیست(همونا که سریع یه خلاصه از مشکل و میگن و بعد گرفتاریشونو میگن و بعدم میگن چیکار کنیم؟) و ندا صرفا برای ارامش خودش تو اوقات بیکاریش داستانشو مینویسه و دنبال همدردیه، چیزی که شاید خیلیا تجربش رو داشتن گاهی برای فرار از مشکلاتت دلگرمی یه دوست مجازی چقدر میتونه تسکین باشه

خواهش میکنم یکم احترام برای شخصیت خودتون قائل شید...اینکه کسی نمیبینتتون یا نمیدونه که کار شماست تاپیک و مسدود میکنید نباید دلیل بشه شعور خودتونو بازیچه خودخواهی ها و بچه بازیاتون کنید.

من که گفتم اونایی که صبورن بیان ؛ الان آمدم بقییشو بزارم که تاپیکم کلا نبود  چکار کنم

همینجا بقیشو بذار ندا جون. تا دیشب همه رو خونده بودیم.که تا چرخ خیاطی گذاشته بودی. بقیشو همینجا بذار. روزی چند بار چک میکنم بقیشو بخونم. منتظرم ندا جون . همینحا بذار. نمیخاد از اول بذاری. بقیشو بذار.

  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
از زمانیکه ندا شروع به نوشتن داستانش کرد انقدر آدمای بی ظرفیت ادا بازی دراوردن اعصاب نذاشتن برامون ب ...


دختر تو واقعا حرف دلمو زدی

واقعا ازت ممنونم حتی اگه یا نفر باشه که منو درک کنه برام خیلی ارزشمنده 


 به خدا من نه دنبال زیاد شدن بازید و جمع کردن آدم واسه خودم بودم نه اینکه کسیو بخام علاف کنم ؛ واسه همین قبل از تاپیک جدیدم گفتم اونا که دنبال آخرشن و تحمل ندارن نیان بخونن و وقت نزارن 

من زندگی سختی داشتم کسیو هم نداشتم که بهش بگم  ( یعنی بودند ولی دلم نمیخواست کسی که منو میشناسه بدونه )  آمدم اینجا که بگم اما با سبک خودم ؛ مشکلم واسه همین امروز و دیروز نبود که بخام مثله خیلیا خلاصشو بگم و کمک بخام ؛ کمکی که میخواستم فقط دو تا گوش بود که حس کنم میشنوعه که اگه یه روز مردم ؛ این همه غمو با خودم به گور نبرم به یکی حداقل یکی گفته باشم 


خیلی ها میگفتن چقدر لفتش میدی من دلم میخواست تک تک اتفاقایی که تو زندگی برام افتاده و نتونستم فراموشش کنم نتونستم هنوز آدماشو ببخشمو اینجا بگم 

واسه گفتنمم از خلاصه گویی بدم میامد 


من تو زندگی خیلی آزادی نداشتم و تحت فشار دیگران بودم حتی اینجا هم واسه من خیلیها همین محدودیتها رو قائلن و اسمشو احترام به مخاطب میزارن 

پس احترام به کسی که مینویسه چی میشه ؟ 



ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792