2777
2789
عنوان

یه سوال

109 بازدید | 11 پست

دوستان بعد از بچه شوهرتون بیشتر دوستتون داره یا سردتر شده

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کلا ازاول ازدواج فکرمیکنم شوهرم الان بیشتردوسم داره چون من تغییرکردم

میشه لطفا برای شادی روح پدرم،پدرشوهرم،خواهرزادم و پدرش یه صلوات مهمونم کنید؟❤..............................خدای من نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم در هیاهوی بازار … در خستگی هنگام نماز ! در وسوسه های نفس ام… نمیدانم…. اما ، گاهی تو را گم میکنم مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده به تماشای عروسکی مشغول است…! بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند…! 💙💙💙💙💙💙درمانگر طب فشاری هستم،اصلاح مفاصل وماساژ پیشرفته سوالی داشتید درخدمتم 😊😊

شوهر من بعد از بچه دیگه مثل سابق پر شورو انرژی نیست.. عین یه پیرمرد شده.. کسل کننده.. حرف هم بزنم بلند میشه میره پیش دوستاش.. حتی با زبون نرم و عشوه هم میگم میگه وای ولم کن.. گاهی خیلی ازش دلسرد میشم..

شوهر من بعد از بچه دیگه مثل سابق پر شورو انرژی نیست.. عین یه پیرمرد شده.. کسل کننده.. حرف هم بزنم بل ...

بعد از بچه نمیدونم چرا بیشتر بیرون میرن مردها

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
بعد از بچه نمیدونم چرا بیشتر بیرون میرن مردها

قبلا میرفتیم دوچرخه بازی.. یا تو خونه باهام کشتی میگرفت میخواستیم بخوابیم میگفتم منو سوار خودت کن ببر تا اتاق😁 دیوونه بازیاش و حرف گوش نکردن هاش زیاد بود ولی وقتی هم بود شور و نشاط تو خونه بود.. همش نمی خوابید.. وقتیم بیداره اگر حالش خوب باشه مثل الان که میره بیرون.. وقتی حالش خوب نیست باید ساکت باشیم تا استراحت کنه و هی ازش پرستاری کنم..🤨 کاش ما هم عین شوهرامون با دوست و رفیق میرفتیم دور دور و پارک و سینما و رستوران و انقدر درگیر شوهر و بچه و مادر شوهر چی گفت خواهر شوهر چیکار کرد نبودیم..

حرف منو میزنی 

ب من که میگ انقدر نگران تو بودم بهم استرس وارد شد بعدم بچه بستری شد بخاطر زردی اینطوری بهم ریختم هنوز اون استرس فشار تو بدنمه

 از زمانی که تو را بین خلایق دیدم مثل یک فاتح مغرور به خود بالیدم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز