پدر من به برادرم خونه و مغازه داد،بهترین جهزیه،دوبارعروسی و غیره
ماه گذشته عروسمون یه بی ادبی کرد به خانواده ام،خدایی رو در رو نه،اما حرفی زده بود که اومد به گوش پدرم رسید،پدرم اول اردیبهشت زنگ زد به برادرم گفت از این ماه کرایه خونه را پرداخت کنید ،خوشی زده زیر دلتون به ناشکری افتادید
الان عروس خانم کلی پشیمونه ، ولی فایده نداره از چشم پدرم افتاده.
برادرم یک سال و نیمه ازدواج کرده پدرم همه مخارج خونه اش را میداد تا بستی و فالوده ومرغ و برنج و غیره، یه روز که پدرم براشون خرید کرده بوده همسایه شون به عروسمون گفته خوشبحالت با پدرشوهرت،عروسه حواسش نبوده پدرم پشت سرشه،گفته نه بابا دردسره،هر روز میاد سر میزنه،آرامش نداریم
الان گه پدرم ازشون قراره کرایه بگیره و دیگه کمک خرجی نمیبره حسابی به ارامش میرسه