ببین . مادرش ازش پشتیبانی نکرد. عمو شوهرشم یدفه پرخاشگری کرده گفته چرا رفتی دری خونه زنه . گویا رفته بوده ولی زنه نبوده .. مادرش گفته طلاق بگیری شوهرم نق میزنه جایی نداری پیشم . شوهرشم قرار بوده شنبه بیلد زوری اومده خونه خابیده مادره یلدا باش کل کل کرده ولی کوتاه اومده پسرع و گفته اشتباه کردم . مادره یلدا هم گفته برو صیغه کن دهتا زن بگیر غیر شرع انحام نده گناه داره . یلدا خیلی ناراحت بود و گفت راهمم ندن خونه مادرم میرم طلاق میگیرم میرم بهزیستی یا جایی ک قبولم کنن کار میکنم کارای طلاقما و مهریما انجام مید . ولی شوهرش گفته طلاقت نمیدم
قلبم گرفت ، یلدا جون اگه این پست رو خوندی بدون مجبور نیستی بهزیستی بمونی بیا تهران اینجا فروشندگی تو مغازه ها شیفتی یک تومن میدن نهایتا دو شیفت بمون ماهی دو تومن بگیر خوابگاه دخترانه شیک هست ماهی سیصذ پول جمع کن کم کم خودت مغازه بزن زرنگ باش یه تاجر موفق شو بش فکر کن من میتونم تا حدی بت بگم کجا بری
هر نفسی ک یک نفس بی گناه را بکشد گویی همه را کشته است . قرآن کریم