2777
2789
عنوان

مهمونی

151 بازدید | 18 پست

سلام دوستان

پدرزن خواهرزاده شوهرم مارو مهمون دعوت کرده چون تازه نامزد کردن سال اولشونه مهمونی گرفتن 

از این طرف هم من آی یو آی کردم و دکتر بهم گفته استراحت کنم یعنی تو خونه کلا استراحت مطلقم

تصمیم گرفتم نرم و چون نمیخوام کسی بدونه،میخوایم بگیم که مچ پام در رفته و نمیتونم بشینم و به این بهونه نرم 

از این طرف شوشو هم میگه حداقل من برم که بد نشه منم دلم زیاد راضی نیست احساس میکنم اونموقع باور نمیکنن حرفمونو 

شما بودین میزاشتین بره؟

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

آره،،،بذار بره

برای سلامتی و تعجیل ظهور آقامون...حضرت عشق.... مهدی فاطمه صلوات.....شمایی که میخونی..🤨 تویی که دعات میگیره و ما خونه خریدیم از دعای خیرت،واسه سلامتی پسرم هم دعا کن😔
خب بزار بره اونا احترام گذاشتن دعوت کردن بهتره بره دیگه

اونموقع میگم یه وقت میگن اگه خانومت مریضه چطور ولش کردی اومدی مهمونی احساس میکنم ارزشم میاد پایین

به نظرم به خاطر احترام به دعوت همسرتون بره و بگه همچین مشکلی برای خانم پیش اومده نتونستن بیان و عذر ...

ممنون از راهنماییتون گلم نمیدونم چرا احساس میکنم اونموقع کوچیک میشم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز