2777
2789
عنوان

مادرشوهر 😍

| مشاهده متن کامل بحث + 1059 بازدید | 80 پست
هر جا رفتن باهاشون نمیرم تازه جلو نمیشینم به هیچ وجه با عروسم ت یه خونه زندگی نمیکنم به هیچ وجه

ما نامزد,بودیم مادرشوهرم میگفت میرید بیرون چرا منو نمیبرید   

تیکر تولد یه سالگی پسر قشنگم مسیحا
هر جا رفتن باهاشون نمیرم تازه جلو نمیشینم به هیچ وجه با عروسم ت یه خونه زندگی نمیکنم به هیچ وجه

منم حتما این کارارو میکنم هروقت دیدم میخوان برن بیرون بدو بدو نمیرم دنبالشون که عروسم قهر کنه نیاد من مثه برج زهرمار بشینم برم.واسه دخترم وسایل بخرم تا ابد نفرینش پشتم باشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

 اگه مادرشوهربشم نمیزارم کسی به عروسم توبگه پیش همه ازش حمایت میکنم

البته باید ببینی عروس با شما چ میکنه شاید خودش به شما بگه تو! اونوقت چی ... (خخخ شوخی کردما ناراحت نشی)



الهی روا مدار ک پنهان ما، از پیدای ما ناستوده تر باشد؛ و در ورای صورتی زیبای ما، سیرتی زشت و ناهموار نهان باشد. یا الرحم الراحمین(بخشی از دعای هشتم صحیفه ی سجادیه)
منم حتما این کارارو میکنم هروقت دیدم میخوان برن بیرون بدو بدو نمیرم دنبالشون که عروسم قهر کنه نیاد م ...

من یازده سال ازدواج کردم دوتا بچه دارم حتی یک بار فقط یک بار نشده با همسرم برم مسافرت حتما باید مادرشوهرمم بیاد

ما از باغ که عروسی بود تو ماشین عروس بودیم مادرشوهرم اومد در باز کرد نشست پشت گفت من با شما میام دخت ...


  باز دم خواهرشوهرات گرم خواهرشوهرای من بودن خودشونم سوار میشدن 

تیکر تولد یه سالگی پسر قشنگم مسیحا
من یازده سال ازدواج کردم دوتا بچه دارم حتی یک بار فقط یک بار نشده با همسرم برم مسافرت حتما باید مادر ...

وای خدا خیلی حس بدیه ما که از ترسمون هیچ وقت بهشون نمیگیم جایی رفتنی. یواشکی میریم چون اویزونن

تیکر تولد یه سالگی پسر قشنگم مسیحا

شخصیت من طوری شکل گرفته که به خودم اجازه نمیدم تو کار کسی دخالت کنم چی بشه دیگه ببینم طرف حالش بده ناراحته برم ازش سؤال کنم چی شده شاید کمکی ازم بربیاد اونم بقصد کمک نه دخالت وفضولی واسه عروسمم همینطور دخالت نمیکنم همین که با پسرم خوب زندگی کنن و به هم احترام بزارن واسم کافیه و اینکه بهم احترام بزارن و فراموشم نکنن 

وای خدا خیلی حس بدیه ما که از ترسمون هیچ وقت بهشون نمیگیم جایی رفتنی. یواشکی میریم چون اویزونن

خوبه دیگه شوهرت قبل تو با اونا مشورت نمیکنه ما دیگه شدیم چوب رختی بخدا هرکی تکون میخوره سریع اویز میشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108