2777
2789
عنوان

واژینیسموس

| مشاهده متن کامل بحث + 1812 بازدید | 50 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ما عقدیم ولی میخواستیم اینکارو انجام بدیم هنوز داخل نشده درد شدید دارم واسه همین استرس گرفتم میترسم ...

اول ازدواجم دکتر زنان یه حرف خوبی بهم زد گفت خانمها باید بدونن که هیچ اتفاقی نمیفته، فقط ماهیچه هاتون رو شل کنید ، همین خیالتون راحت که هیچی نمیشه، میگفت به خاطر ترس از اینکه چیزی بشه کلی آدمها مشکل دارن

... و من به تو ایمان دارم...
اول ازدواجم دکتر زنان یه حرف خوبی بهم زد گفت خانمها باید بدونن که هیچ اتفاقی نمیفته، فقط ماهیچه هاتو ...

قبلا ترس نداشتم از اینکار ولی یکبار شدیدا درد گرفتم الان ترس دارم ، ممنون که گفتی گلم 😊🌹

مرسی گلم خیلی استرس داشتم چون یکی دوماه دیگه عروسیمونه میترسیدم همینطوری بمونم 

خاهش ابجی جان اصلانترس ونگران نباش فقط استرس نبایدداشته باشی وفکرتوازهرچیزی دورکن وفقط به س ک س فکرکن واول هم معاشقه تون زیادباشه مطمن باش هیچ اتفاقی نمیفته

اول ازدواجم دکتر زنان یه حرف خوبی بهم زد گفت خانمها باید بدونن که هیچ اتفاقی نمیفته، فقط ماهیچه هاتو ...

دقیقا دردش واستون عادی میشه مث  سر درد دندون درد ،فقط شل کنید و استرس رو بزارین کنار، منم دوماه داشتم انقدر پاهام رو سفت میگرفتم ک عضلات پام درد می گرفت ،ولی ب خودم قبولوندم ک باید انجام بشه،ولی هر چی زودتر انجام بشه خیالتون راحت تر ما نه اولین دخترا نه آخرین دختراییم ک ازدواج میکنیم، 

خدایا من میدونم که تو هوامو داری
ما عقدیم ولی میخواستیم اینکارو انجام بدیم هنوز داخل نشده درد شدید دارم واسه همین استرس گرفتم میترسم ...

نترس منم نزدیکای عروسی تا شوهرم بهم نزدیک میشد ناخودآگاه واژنم  درد می گرفت واسه همین می ترسیدم بعد از عروسی خدا خیرش بده همسرم اصلا منو تحت فشار نزاشت ولی وقتی انجام شد فهمیدم اونقدر سخت نیست فقط نترس،

خدایا من میدونم که تو هوامو داری
نترس منم نزدیکای عروسی تا شوهرم بهم نزدیک میشد ناخودآگاه واژنم  درد می گرفت واسه همین می ترسیدم ...

شوهرم بیچاره خیلی حرص میخوره میگه حالا یه دفعه ترسو شدی تو که ترسو نبودی 😂😂😂😂 ولی خیلی راه میاد و باهام همکاری میکنه تا ترسم بریزه و اصلا بهم استرس و فشار و اجبار وارد نمیکنه

چشم حتما اینکارو میکنم‌ممنون از راهنماییتون گلم😊🌹


شوهرم بیچاره خیلی حرص میخوره میگه حالا یه دفعه ترسو شدی تو که ترسو نبودی 😂😂😂😂 ولی خیلی راه میاد ...

خداروشکر که راه میاد و فهمیده هستن،همسر منم میگفت منکه 28سال کاری نکردم اینم روش ارزش گریه تو نداره،

فدات دوستم چون خودم دوماه اذیت شدم دوست ندارم کسی تو اون شرایط قرار بگیره بخاطر ی ترس واهی

خدایا من میدونم که تو هوامو داری
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز