میشه خاله ام
من زیادخونشون کارنمیکنم درحد ظرف و جارو دستمالکشی واین چیزا اخه دخترهم نداره
حالا ی عروس دیگه اورده عقده اون میشه دختر پسرعموش بعد این دختره خیلی براش کارمیکنه خونه خالم روستاس این جاری حتی طویلشم تمیزمیکنه ،،،
بعد خالم زنگ میزنه ب مامانم فقط یه ساعت تعریف این دخترومیکنم 😒
مامانم بعدش حرصب میشه و ناراحت میشه میگه چیه هی زنگ میزنه ب تعریف کردن اون خب هرکسی یه اخلاقی داره
منم گفتم والا خواهرتویکی رومیخواد کلفتش باشه
بچه ها بخدامن دراندازه خودم کمکش میکنم ولی خب ن مثه این جاری دیگه این جاری عقده بعدازخونه خودشون عدا وهمهوچی میپزه ومیبره براشون
من هرکاری میکنم برشون اصن معلوم نیستن کارام
دیگه گفتم واسه رصای خداست اگه کاری میکنم اگه تعریف کنه خودشه وخدای خودش اگه هم نکنه بازم خودشه وخدای خودش
من دوهفته دیگه زایمانمه این خالمم ولکن نیست هی زنگ میزنه وپززززز میده اه اه