من چی بگم ده روزه از خونه در نیومدم.میکرو کردم تو سهر غریبم .شوهرم ماموریته و امروز صب هم پدر مادرم رفتن شهر خودشون.هرروز یه خانم میومد برام آمپولامو میزد باید سروقت باشه.امروز نیومد بعد وقت مقرر بهش ز زدم میگه شوهرم دستش شکسته نمیتونم بیام.یه شماره داده ز بزنم همکارش بیاد...اونم خسلی دیرکرد آخرش مجبور شدم خودم جلو آینه آمپول پروژسترونم رو عضلانی بزنم و اینوکساپارین رو هم زیر جلدی...تک و تنها تو خونه افتادم