وقتی تو برکه ی ساکت آسمون از دامن شب میفته سنگ طلا
شب که میسوزه و موج فیروزه و سلام صبحه تن تو بی بلا
چشم جنگل تره زیر بال و پر خروس خورشید، دشتا رنگی میشن
از تو افسانه ها پریای سفید میرن به ابرو دیوا سنگی میشن
صبحت مثل بارون صبحت پر از دیدار
صبحت الهی شاد یه صبح بی تکرار