پنج ماهه نامزدم دوتا جاری دارم خواهرشوهر ندارم حس میکنم جاری هام باهام صمیمی نیستن میدونم صمیمی بودن خوب نیس اما خب مثلا مهمونی چیزی میشه اون دوتا باهمن حس میکنم زورشون میاد با من بحرفن😢مادرشوهرمم گاهی میحرفه گاهی حس میکنم ازم خوشش نمیاد نمیدونم چیکا کنم دلم گرفته الان دوسریه میرم اونجا نامزدم میخوابه مادرشوهرم میگه بیدارش نکن خودم میبرمت خونتون خستس بزار بخوابه از اونورم جاری هام میگن اره خستس بزار بخوابه منم چیزی نمیتونم بگم دلم میخواد با خودش برگردم خانوادم میگن چرا خودش نیاورد. حس میکنم منو هنو دوس ندارن منم ولم میگیره الان امشب مهمونی بود منم ناراحت زیاد بهم محل ندادن😢😢