من و شوهرم درمورد قرص ترامادول دعوا کردیم گفتم چرا میخوری و گفت هنوز تو منو نشناختی . (قرص ترامادولو همیشه قبل نزدیکی برای دیر انزالی میخورد) منم گفتم های فلان میرم خونه ی بابام و ولت میکنما و این حرفا . بعد اون اعصابش خورد شد (شوهرم بنا به دلایلی روزه نمیگیره) رفت سر یخچال ظرف ماکارانی که از دیشب مونده بودو انداخت زمین گفت ساعت یک و نیمه باید غذای سرد بخوریم . منم حرصم گرفت رفتم لباسامو پوشیدم گفتم منو بزار خونه داداشمینا گفت مطمینی منم گفتم اره ساعت دو بود که گذاشت خونه داداشمینا موقع از ماشین پیاده شدنی گفت خودت گند زدی به زندگی خودت و رفت بعد منم بعد یه ساعت برگشتم خونه خودمون ،خونه نیس و بهش زنگ میزنم گوشیش خاموشه . نمیدونم چرا برگشتم اما نگرانشم میترسم بلایی سر خودش بیاره حالم بده . هم خودم رفتم خودمم بعد یه ساعت برگشتم . نمیدونم کجاست نگرانشم
میدونم چی میگی دقیقامنم ۲۰ سالم بود شوهرم از ترامادول شروع کرد وبه هروئین ختم شدامامن عاشقانه دوستش داشتم اونم همینجور ولی وقتی مواد مصرف میکرد یاموادش دیرمشد یه ادم دیگه بود دست خودش هم نبود چون اعتیاد یک بیماریه به پاش موندم به خانوادم هیچی نگفتم البته خانواده خودش از طریق برادرش فهمیدن خلاصه ۶سال توجهنم زندگی کردم الان ۴ساله پاکه وواقعا راضیم که این ۶سال روتحمل کردم والان زندگی عالی دارم وهرروز داره از هر لحاط پیشرفت میکنه...یوقتایی تو اینه به خودم نگاه میکنم میگم خسته نباشی دمت گرمکه انقدر قوی بودی
میدونم چی میگی دقیقامنم ۲۰ سالم بود شوهرم از ترامادول شروع کرد وبه هروئین ختم شدامامن عاشقانه دوستش ...
تو رو خدا برام دعا کن این مشکل حل بشه خیلی دوسم داره جوری که تو خونوادش همه از عشق ما حرف میزنن . الانم خیلی نگرانشم که کجاست . چون وقتی باهام دعوا میکنه حتی مقصرم من باشم خودشو مقصر میدونه و هی خود خوری میکنه میترسم بلایی سرش اورده باشه
بحث کردن درباره هر موضوعی وقت داره مردا اصولا دنبال بهانه هستن زن باید سیاست داشته باشه اصلا بحث غ ...
مردها اصولا دنبال بهانه نیستند. مردی که در کل اخلاق مزخرفی داریه یا به دلایلی مشکلی داره که مطرح نکرده اینجوریه. شما همین جوری یک سری چیزهایی رو به عنوان «واقعیت» مییاری وسط بحث که درست نیستند. اگر مرد کلا دنبال بهانه است که خیلی موجود بیخودی هست؟ برای چی باید با چنین موجود بیخودی زندگی کنیم و بهش سرویس بدیم؟
با یک جمله کار مردها رو توجیه کنیم یه جوری که انگار توی ژنتیکشون هست و ازش گریزی نیست؟!
من مونی هستم که از سال ۸۹ در سایت فعال هستم. یک مدت خودم داوطلبانه به سایت نیومد و وقتی دوباره برگشتم تا در تاپیکهای قدیمی به خصوص تاپیک خشونت علیه خانومها فعال باشم، با وضع نابسامان سایت رو به رو شدم. حدود شش ماه پیش بود. داشتم داخل پیام خصوصی با نی نی یار در خصوص مشکلات سایت چت میکردم که ایشون «به هوس نیمه شبی» فقط چون قدرت در دستش بود و نباید جایی جواب پس میداد وسط صحبتهای خصوصی بی هیچ اخطار و حرفی من را قطع دسترسی کرد. اکانتی هفت هشت ساله را قطع کرد که باهاش سالها با علاقه در سایتی که دوستش داشتم و بهش اعتقاد داشتم وقت گذاشته بودم! من موندم و این سوال: «واقعا این بود آرمانهای نی نی سایت؟»