گوشی نداره یمدت گوشی پدرش و میگرف بازی میکرد خیلی زرنگه تو مدت کم فول گوشی شده بود همه چیش و یاد گرفت پدرش فیلم پور ن مخفی کرده بوده اینم جاش و یاد گرفته بوده و همیشه نگاه میکرده تااینکه خواهرشوهر کوچیکم یهو مچش و میگیره بیشتر وقتا مادرش میاورد میذاشت خونه مادرشوهرم و میرفت یروز میزارتش اینم گوشی و میگیره تا بیان دنبالش حوصلش سر نره همیشه میدیدم میره طبقه بالا میگف میرم بخابم یااهنگ گوش بدم خواهر شوعرمم گوشی و یهو از دستش میقاپه میبینه بعععله پره فیلمه
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه ها شو سیر کنه… گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند… زمستان تمام شد و کلاغ مرد… اما بچه هاش نجات پیدا کردند وگفتند: اخ خوب شد مرد راحت شدیم از این غذای تکراری این است واقعیت تلخ روزگار ما…
باهاش خیلی بد برخورد نکنه چون بدتر تحریک میشه و کنجکاو
مادر که نباشی بوی تن هر نوزادی برایت رایحه بهترین عطر دنیا را دارد. مادر که نباشی لبخند شیرین هر کودکی را که میبینی آتشی در دلت بر پا میشود و قهقهه خنده هر طفلی تو را تا سرحد جنون میکشاند اما تو مجبوری با وجود آتشی که در دلت برپاست با سرکوب تمام احساساتت خود را بیاعتنا نشان دهی و به لبخند کمرنگی که به صورتش میزنی بسنده کنی.مادر که نباشی انگار تمام ساعات روز و شبت یک رنگ دارد و تمام در و دیوار خانهات برایت خاکستری است. مادر که نباشی رویاپرداز خوبی میشوی که در تمام ساعات روز میتوانی رویای در آغوش گرفتن، بوسیدن، قصه گفتن و قدم زدن با کودک خیالیت را در ذهن بپرورانی و مادر که نباشی فقط میتوانی سر بر سجده بگذاری و بگویی خدایا شکر. ❤ خواهش میکنم باحیوانات مهربان باشید❤
بعد به مادرش گفتیم زیر بار نمیرفت میگفت نه من به دخترم اعتماد دارم دروغ میگید
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه ها شو سیر کنه… گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند… زمستان تمام شد و کلاغ مرد… اما بچه هاش نجات پیدا کردند وگفتند: اخ خوب شد مرد راحت شدیم از این غذای تکراری این است واقعیت تلخ روزگار ما…
واااای خدایاااا... این میخاد چی بشه... دختر بدی از اب درمیاد
نه اون نمیدونه که چیه از سر کنجکاوی دیده
مادر که نباشی بوی تن هر نوزادی برایت رایحه بهترین عطر دنیا را دارد. مادر که نباشی لبخند شیرین هر کودکی را که میبینی آتشی در دلت بر پا میشود و قهقهه خنده هر طفلی تو را تا سرحد جنون میکشاند اما تو مجبوری با وجود آتشی که در دلت برپاست با سرکوب تمام احساساتت خود را بیاعتنا نشان دهی و به لبخند کمرنگی که به صورتش میزنی بسنده کنی.مادر که نباشی انگار تمام ساعات روز و شبت یک رنگ دارد و تمام در و دیوار خانهات برایت خاکستری است. مادر که نباشی رویاپرداز خوبی میشوی که در تمام ساعات روز میتوانی رویای در آغوش گرفتن، بوسیدن، قصه گفتن و قدم زدن با کودک خیالیت را در ذهن بپرورانی و مادر که نباشی فقط میتوانی سر بر سجده بگذاری و بگویی خدایا شکر. ❤ خواهش میکنم باحیوانات مهربان باشید❤