نمیدونم این موضوعی ک میخام بگم ب من مربوط میشه یا فضولی حساب میشه بهرحال ذهنم خیلی درگیر شده
تو این ساختمانی ک مازندگی میکنیم یک همسایه دیوار ب دیوار داریم ک اقا وخانم هردو دکتر هستن
خانمشون بعضی وقتا باهاشون رفت وامد میکنم و خیلی خانم خوش اخلاق و مهربونی ان
و خیلی هم با شوهرش ب خوش اخلاقی رفتار میکنه
خلاصه یکماه پیش بازار بودم با خواهرم داشتیم مغازه ها رو نگاه میکردیم
دیدم شوهر همین خانم توی یک مغازه با یک خانمیه داشتن مانتو میخریدن
متاسفانه اون خانم رو هم ک باهاش بود رو میشناختم و خانم مطلقه است وزیبایی چندانی هم نداره وتحصیلاتش هم فکر نمیکنم فراتر از دیپلم باشه و منشی مطب همین خانم واقای دکترن😔گزشت و من این موضوع رو فراموش کرده بودم
تا اینکه چندروز پیش ک خانم این اقا رفته بودن سفر یکماهه کاری
دیدم صدای در میاد از چشمی ک نگاه کردم دیدم دکتر ومنشی اش داخل خونه رفتن
خالا بدجور ذهنم درگیر این ماجراست بنظرتون ب خانمش بگم ؟و اینکه نگم هم حس میکنم خودم هم تو این جریان مقصرم بنظرتون چکار کنم