2789
عنوان

حالم خرابه

171 بازدید | 13 پست

احساس خوبی ندارم اصلا حالم خرابه خیلی نمیدونم  چجوری سر خودمو گرم کنم شوهرم مخالف کار کردنمه الانم بعصی وقتا انگیزه هنری بهم دست میده یهو چیزی میگه دستم به کاری نمیره 

نفسم تنگ میشه چند شبه اصلا نمیدونم چمه 

حوصله بازی با بچه ندارم 

فقط دوس دارم روزا رو بحوابم چون انگیزه ندارم بعد شوهرم میگه تا لنگ طهر خوابی و .... یه مدت میرم کلاسی چیزی بحثی میشه وسطش میگه نرو بعد به من میگه دیدی نتونستی در صورتی که خودش نمیداره 

نمیدونم چکار کنم بخدا دلم گرفته

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام نه عزیزم علائم افسردگی نیست،ولی برای خودت ارزش قائل باش،خودت مهمی ،به خودت خیلی بها بده

اخه چکار کنم مثلا ؟واقعا سر درس خوندنم تا بحثی بود نمیداشت برم امسالم رفتم کلاس بخاطر اینکه نقطه صعف دستش ندم گفتم اصلا من حوصله ندارم و از خواب صبحم نمیزنم ولی الان همش میگه خودت نرفتی و خودت نمیتونی و ....

مثلا میخوام برای دخترم کاردستی درست کنم اصلا نمیتونم از بس بهم تلقین کرده نتونستی در صورتی که کار هنری زیادی بلدم دوس دارم خیاطی کنم چرخ ندارم و الانم نمیتونم بخرم سه تومن شده 

اون بگه نرو. گوش نکن و محکم وایسا پای خواستت. اینجوری ک نمیشه

مثلا موقع دعوا کاری سرم میاورد خودم خسته بشم وسط امتحانا میگفت حق نداری از خونه بری بیرون منم نمیرفتم پیش خودم میگفتم اگه برم بدون اجازه نمیشه 

عزیزم شوهر منم همینه ،شما هم مث من عدم اعتماد به نفس دارید،من دارم روی این مشکلم کار میکنم

چکار میکنی فدات به منم بگو 

من جوری شدم از خونه نمیتونم برم بیرون یا کسلم یا تنبل میشم چند ماهه ارایشگاه نرفتم نمیکشه برم بسرون 

مثلا موقع دعوا کاری سرم میاورد خودم خسته بشم وسط امتحانا میگفت حق نداری از خونه بری بیرون منم نمیرفت ...



عزیزم اینجوری بار اوردی شوهرتو. ای کاش از اول نمیزاشتی عزت نفست رو تخریب کنه و بهش این اجازه رو نمیدادی. الانم تنها راهش اینه که دوباره اعتماد ب نفستو از خودت بگیری. این شوهر شوهری نیس ک تورو بکشونه بالا یا بهت قدرت بده. خودت خودتو دوباره بکش بالا . اعتماد ب نفست رو برگردون. دخترت اعتماد ب نفس داشتن رو از مامانش یاد میگیره.

عزیزم اینجوری بار اوردی شوهرتو. ای کاش از اول نمیزاشتی عزت نفست رو تخریب کنه و بهش این اجازه رو نمید ...

چجوری میشه اینکارو بکننم؟؟؟

دقیقا حرفت درسته نمیخواد من بالا برم 

وقتی میبینی شوهرت نقشش سنگ اندازی جلوی پاته حداقل سعی کن ب حرفاش اهمیت ندی و نظراتش ازارت نده. نزار با یه حرفش انگیزتو از دست بدی و دست و دلت ب کار نره. هر ادمی تو زندگیش از این مدل ادما هس ک با یه جمله طرفو میکوبونن زمین. یکی شوهرش یکی همکارش یکی دوستش... محاله اطراف کسی از این ادما نباشه. اما خب نباید جدی بگیری و بزاری بهمت بریزه یا اعتماد ب نفستو از دست بدی. خودت ک میتونی خودتو جدی بگیری؟ تو نیازی به تحسین اون مرد نداری. تو نیازی به تحسین هیچکس نداری. تو عادت کردی شوهرت هرچی بگه پا پس بکشی و بشینی عقب. اونم عادت کرده یه جمله بگه ک تورو بشونه عقب. ولش کن اونو. با دخترت خوش باش و شاد باش و تو چشم دخترت یه قهرمان باش

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792