از اول بگم..اصن دوسش نداشتمااا
ینی کلا ب هیشکی هیچ حسی نداشتم..با اینم کلی دعوا داشتم ک برو اصن نمیخامت میگف عاشقمه
(رفتاراشم همینو نشون میداد(چون خودم قبلا تجربشو داشتم)) شروع کردیم ب شبا حرف زدن تلفنی،هرشب جوری ک خودم بیشتر منتظر بودم،تو تلفنا شبا هم من همش جدی بودم زود بم برمیخورد و حرف رفتنو میاوردم وسط...کم کم نمیدونم چیشد الان تقریبا ی سال شده ک فقط با اینم و اصن حوصله ندارم جواب کسی بدم..گاهی وقتا تا ب یکی نگا میکنم میگم نکنه اونم ب یکی الان نگا کنه سریع سرمو میندازم پایین ولی اخه منک عاشقش نبودم بترسم...دیگ اونم میدونه بهش ی حسی دارم داره کم کم سرد میشه...من درد دارم نمیدونم شبا با تنهاییم چیکار کنم همش حس میکنم حرفاش دروغه دیگ ازم زده شده من دارم زیادی خودمو جلو چشاش میارم بش همش زنگ میزنم..ولی نمیدونم چرا تروخدا یکی بگه ک عاشق نیسمو میتونم ازش راحت بگذرم 😔😢