شما خودت میدونی چی گفتی؟ و گرنه نمیگفتی از حقم دفاع کردم.. خودت این کارو وقتی میخواهی توجیهش کنی میگذاری مقابل حرفای خیلی زشتی که مادر ایشون زده. اون مادر ایشون هم میتونه بگه من چیزی نگفتم. یه خاطره تعریف کردم. شما بیخودی به خودت گرفتی. ولی معلومه قصد و هدفش چی بوده و هیچ کسی که حقه باز نباشه نمیگذاره به حساب حرف ساده. حرف شمام حکایت همین هست.
کار دختر ایشون زشت نبوده- آشنایی با کسی جرم نیست. حتی دوست هم بوده جرم نیست. توی جلسات اول خواستگاری هم دلیلی نداره این چیزها رو بگن. اسمش پنهان کاری نیست. ولی مادر ایشون حسرت به دل یک سری رفتارهایی بوده که اصلا درست نیست. حسرت به دل یک دختر آفتاب و مهتاب ندیده که با هیچ کس ارتباط نداشته و حجاب کامل داشته. این دختری که ایشون عقدهاش را داشته نه دختر خودش بوده و نه شما... بنابراین کلا حرفاش به یک طریقی توهین و سرزنش به خانومایی بوده که طور دیگهای هستند. حالا بخواد دخترش باشه یا شما!! الان اون دختر هم ناراحته شما هم ناراحتی... ایشون هم با این کار شما حالش گرفته نمیشه و رفتار و عقاید احتمال ریشه دارش درست نمیشه.
در هر صورت من شما رو سرزنش نمیکنم. رفتار دو طرف در یک سطح بوده. انتخاب شخصی آدماست که در موقعیتی بزرگوار باشند یا نه! بزرگواری وظیفه نیست. ولی از نظرم اشتباه بودن روش و سطح فرهنگ من یک ماجرایی رو خوندم که دو طرف در یک سطح هستند.
اصولا به خاطر همین میگن با هر کسی طرف حساب نشید! چون آدم به خودش مییاد میبینه در سطح همونا اومده پایین.