2777
2789
عنوان

چکار کنم

116 بازدید | 6 پست

افسردگی گرفتم یه شرایطیه ک واقعا بحرانیه 

در ظاهر زندگی از نگاه بقیه همه جی خوب ک نه عاااالیه 

خونه مستقل بدون دخالت حتی یک درصد مادرشوهر 

شوهر مهربون به لفظ 

سر به راه 

مومن 

سرشب خونه 

بدون فحاشی 

امممما حالم هر روز بدتر داره میشه دارم افسرده تر و روانی تر میشم

میخوام آزاد باشم برم بیرون اما اجازه ندارم نه تنها اینجا 

بلکه خونه بابا بدتره بابای من یه زندانبان مریض شکاک 

تنها لطفی ک بهم کرد گذاشت یه شهر دیکه برم دانشگاه لیسانس ادبیات زبان انگلیسی بگیرم اما وقتی برگشتم حق نداشتم تا سر کوچه برم خب چجوری برم دنبال کار وقتی مستقل نبودم هر جا هم با بابام میرفتم قبولم نمیکردن قشنگ مشخص بود فکر میکردن عقلم ناقصه ک بابام تو ۲۳سالگی دنبالمه 

خلاصه دو سال گذشت تو خونه بودم حالم بدبود 

بابام هیچ جا نمیرفت مارم نمیذاشت 

حوصله درس خوندن نداشتم ارشد خیلی سخت بود منابعش 

سرکله پسرعموم پیدا شد و گفت تو همونی ک باید باشی هر چه ک آرزوش رو داشتم‌گفت من میذارم 

میدونست عقده آزادی دارم گفت همه جی آزاده پیش من ک باشی 

ازدواج کردم گفت درس بی درس 

حتی یبار سرکلاس خیاطی رفتن ک نذاشت برم درگیری شدید پیش اومد 

اینم بگم من بدون آزمون برای مهندسی پزشکی مشهد اسمم دادم قبولم کردن تو شرایطی ک با این آقا دوست بودم حول ورش داشت گفت منم میام باهات مشهد 

ابروم میرفت اگه میومد همه میفهمیدن با همیم 

گفتم نمیشه اگه میخوای فقط عقد 

شانس گندم شهریور بعد ثبت نام اومد خواستگاری 

و بابام از خدا خواسته گفت بله 

و من خودم نرفتم مشهد چون این اونموقع کار درستی نداشت دانشگاه آزادم خرجش زیاد بود اولش گفت برو ها 

ولی دلم سوخت گفتم نه برو دنبال کار 

بعدش ک همه جی کنسل شد هار شد 

حالا شب تا صبح صبح نا شب تو خونم اون سرکار تا هفت غروب 

بعدم باز روز بعد 

ماشین نداریم 

دیکه بریدم میخوام برم ارایشگری میترسم بهش بگم بگه نه 

با کی بجنگم برای راحت بودنم 

یعنی بابای عاقل من میذاشت من برم مشهد ولی بخدا تو خونه خودمون تا سز کوچه نمیذاره 

الانم جدا بشم بدتر میشه چون مطلقه میشم 

خدایاااااا چکارکنم اگه شوهرم باهام مخالفت کنه میترسم خیلی باهاش درگیر بشم 

چون الان ظاهرم خیلی آرومه اما معطل بهانه م برای از هم پرسیدم 

چند وقته حتی برای بردن خونه بابام اذیتم میکنه حتی خونه بابای خودش با اعصاب خوردی میبره 

تو رو خدا کمکم کنید حس بیچارگی میکنم 

...

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

عزیزم اینایی که گفتی ازطرف خودت بود 1 دلایل همسرتم بایدشنیده بشه که چرانمیزاره تنهابری جایی 2برید باهم پیش مشاوراز راهی که حرفتو گوش میکنه قانعش کن بگوخودم مشگل دارم نه اون بعد ازطریق یهعضو خانواده که حرفشو قبول داره روحرفش حرف نمیزنه واردشو بعدم از جاهایی که خوشش میاد شروع کن حتی شده مسجدرفتن ولی مشاوره حتمن حتمن برو شاید بهت بدبین باشه 

اینجوری که از حرفات معلومه اعتماد بنفس پایینی داری وجرات حرف زدن وانتقاد کردن صحیح نه دعوا رونداری  حتمن بایه بزرگتر دانا نه ببخشید خاله زنک مشورت کن که البته پیش هرکسی نه کسی که خیرخواه باشه وحرف زندگیتو پخش نکنه وحتمن مشاوره برو توازهمسرت میترسی وهمش توی ذهنت بابابات مقایسه ش میکنی وهمین ترسات باعث شده آزادی تو ازت بگیره یادت باشه دعوا نکنی بامحبت ولحظه های خوشتون که حالش خیلی خوبه ازش درخواست کنی که احتیاج داری به سرگرمی وآزادی .موفق باشیِ

عزیزه دلم حتما خیلی دوستون داره ک خیلی روی شما حساسه.با هم برید بیرون.با هم برید خرید.با هم برید فروشگاه،سفر و ...

مثلا بگو منو ببر تا ارایشگاه،بعد خودم ب تنهایی برمیگردم خونه. بگو منو ببر تا باشگاه،بعد خودم برمیگردم خونه و بهت زنگ می زنم ک رسیدم خونه.

لااااایک نکن مهربون... یه روز یه نفر وارد زندگیم میشه که خیلی پاک و زلال مثل آب چشمه. تا حالا شنیدی صدای چشمه رو ؟ کنار دریا، قدم زدی؟ نسیم خنک رو توی گرما ، حس کردی؟ توی هوای سرد، شیر گرم خوردی؟ به شبای برفی زمستون، نگاه کردی؟ اهنگ مورد علاقت،که اسمشو نمیدونستی، پیدا کردی؟ امیدوارم یه روز برفی، یه نفر بیاد ، در خونه رو بزنه، بگه من اومدم، و اونقدرررر محکم بغلم کنه که تکه های شکسته ی قلبم، سر جاش قرار بگیره.حس کنم خودمو پیدا کردم . یه نفر که جبران می کنه تمام سالها و روزایی که از دیگران تمنای محبت داشتم. یه نفر که معجزه زیبای الهی از طرف خدای مهربونم باشه ، یه فرشته ی نجات که وقتی می خوابه،خواب رو از چشمام میگیره و محو نگاه قشنگش میشم.حرف که میزنه، بهترین شنونده میشم.وقتی به حرفام گوش میده، قشنگترین حرفا رو میگم. و وقتی کنارم نیست، منتظر اومدنش میشم.دلم میخواد باشی تا زندگی کنم و هر لحظه بگم : خدایا شکرت ، من عاشق زندگی هستم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792