بارانم.پارسال وسطای اردیبهشت اومدم اینجا و گفتم معجزه می کنم.حدود 50-60 روز،روزی 15-18 ساعت درس خوندم.صفر نبودم.عالی هم نبودم.پشت کنکور هم بودم!مطالب از اونی که فکر می کردم سریعتر جمع شد.من هدفم دندان بود.توی عمومی ها فقط تکواژ از زبان فارسی و اعلال رو از عربی حذف کردم.تو اختصاصی هم وضعیت ریاضیم خوب بود برای همین فقط فصل دو و سه و چهار هندسه رو نخوندم.شیمی رو کامل خوندم حتی اسید بازم حذف نکردم.زیستم کامل خوندم ولی رو مسایل ژنتیک خیلی وقت نذاشتم.از فیزیک هم کل فیزیک پیشو خوندم به جز دینامیک +فصل یک و دو فیزیک سه+نور و آینه و عدسی+گرما و قانون گازها.بچه ها من رو عمومی خیلی سرمایه گذاری کردم.عمومی واقعا رتبه ها رو خیلی جابه جا میکنه.از طرفی خوندنشم زمان کم تری می خواد.فشار روحیم خیلی زیاد بود.یه سری از کسایی که میشناختم و تا حدودی دوست بودیم رفته بودن دانشگاه و این فشار روحیمو بیشترم می کرد چون واقعا غبطه می خوردم بهشون.همه ش گریه م می گرفت.همه ش می گفتم الان باید هم کلاس می شدیم و از این حرفایی که الان خنده م میگیره واقعا.پارسال اون مدتو جون کندم به معنای واقعی.و در نهایت کنکورو ترکوندم.رتبه م صد و خورده ای شد.و دندانم قبول شدم.بچه ها من تنها دلیل موفقیتم این بود که بعد از اون روز که کامنت گذاشتم دیگه نیومدم بگم نمیشه و نمیتونم و این حرفا
فقط گفتم اگه تمام قوانین میگن نمیشه من قوانینو میشکنم.تمام قوانینو میشکنم.چون پارسال اینجا روحیه گرفتم گفتم اگه قبول شم سال دیگه میام بهشون میگم موفق شدم.گاهی وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم اونقدر اون روزا منو ساختن.می خوام الان که اون دورانو پشت سر گذاشتم بگم اصن حرف معجزه نیست.یادتونه دوران مدرسه بعضیا برای یه درس هزارتا کلاس می رفتن تست میزدن و میخوندن بعد ما برای همون درس فقط شب امتحان وقت میذاشتیم و نمره مونم خوب می شد؟بحث اینه که ما معجزه نمی کردیم.ما فقط میومدیم درس میخوندیم.چون اون چیزی که قرار بود امتحان بدیم محدود بود.حالا چه صد روز می خوندیم چه یه ساعت مهم این بود بحثه رو یار بگیریم.توی کنکور هم مهم اینه شما این مباحث محدودو یاد بگیرید.یکی صد دور میکنه یکی سه دور.یکی یک دور.مهم اینه کی میتونه این بحثو عمیق یاد بگیره و سر جلسه پیاده ش کنه.نمی دونم باز بیام اینجا یا نه.فقط میخوام بگم الکی جوگیر نشید.وارد فضای استرس و اینا نشید.بشینین خیلی عادی درس بخونید.همین.موفق باشید