خسته شدم ازاین همه تنهایی..دلم یه همدم میخاد دوس دارم برا کسی مهم باشم .از این وضعیت یکنواخت زندگی خسته شدم ...از این همه طعنه و کنایه و فامیل و اشنا خسته شدم خدا هم ک قربونش برم اصن نمیبینه منو این همه دعا و گریه هامو نمیبینه...مگ من ازش چی میخام 😥😥😥
بالاخره یه روز صب ب جای این ساعت زنگدار لعنتی تو با بوسه ات بیدارم میکنی. 😥😥😥
تلاشت واسه مهم شدن به ادما بی فایدس خدارودریاب کاش میشد کلا ازاین دنیاوتعلقاتش دست برداشت گناهامونوپرده ای شده بین ماوخدا بعدمیگیم خدا کجایی ..البته خودموگفتم