بچه ها من قبلا با شوهرم دوست بودیم بعد توی دوران دوستی برای تولدم یه گردنبند طلا خرید منم چون اصلا قصدم باهاش جدی نبود رفتم با دوستم فروختمش
حالا امشب پرسید گردنبنده کجاست منم هول کردم گفتم خونه مامانم توی طلاهاشه گفت باشه بیارش میخوام بدم از روش گوشواره بسازن برای هدیه زایمانت😭😭😭😭من چی بگم الان بهش 😭😭😭
یه نفر بیاید به خدا بگوید حتی اگر صلاح نیست حتی اگر پایان این آرزو تلخیست براورده اش کند...یه نفر بیاید به خدا بگوید حسرت زودتر از شکست ادم را از پای درمی اورد😔😔ارزوی محال من....💔💔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با بچه مردم دوست شدهه قصدش جدي هم نبودهه بابا يه سُوَر زدي به پسرا😂😂برو بعد بگو تو رَآه گمش كردم ب ...
اخه هول شدم گفتم دست مامانه😐
باور کن تا حالا سه چهار بار از اینکارا کردم😂😂😂
یه نفر بیاید به خدا بگوید حتی اگر صلاح نیست حتی اگر پایان این آرزو تلخیست براورده اش کند...یه نفر بیاید به خدا بگوید حسرت زودتر از شکست ادم را از پای درمی اورد😔😔ارزوی محال من....💔💔
بگو مامان همه طلاها رو گذاشتن بانک روش وام گرفتن:/
😢باور نمیکنه چون ما وام نمیگیریم اصلا میشه دروغ در دروغ
یه نفر بیاید به خدا بگوید حتی اگر صلاح نیست حتی اگر پایان این آرزو تلخیست براورده اش کند...یه نفر بیاید به خدا بگوید حسرت زودتر از شکست ادم را از پای درمی اورد😔😔ارزوی محال من....💔💔