میفهمم چی میگی اون عصبیه و باید درمان بشه ولی وقتی با توپ و تشر باهاش برخورد بشه بدتر میکنه من یه خاله دارم عین خواهرشماست حتی رو نوه های مادرم حساسه ولی خوب ماها الان دیگه فهمیدیم هرچی ازش دوری کنیم بدتر میشه و حرفایی میزنه ک دیگران رو میسوزونه و بلاخره عروس و داماد قبول نمیکنن این توهین و حرفهارو
ولی الان مثلا الکی از دستپختش تعریف میکنیم اونم کلی خوشحال اشپزی میکنه با اینکه واقعا نمک و ادویه و ایناش کمه یا برنج شفته یا خورشت اب و دون جدا ولی خوب برا راحتی اعصاب خودمون اینکارو میکنیم مثلا جایی بریم اول بهش زنگ میزنیم ک بیا بریم بی تو خوشنمیگذره دوبارم اصرار میکنیم اگ نیاد دیگه چیزی نمیگیم بیادم هواشو داریم تو جمع هیچ کس باهاش تندی نمیکنه مثلا رو اینکه مادرم بلده اایش کنه حساسه هی میگه ادم باید خدایی قشنگ باشه من قشنگ خداییم دیگه قبلا واکنش نشون میدادیم ولی الان میگیم اره قشنگی ارایشم یاد بگیری قشنگتر میشی ینی بزور میفرستیم بره دنبال چیزایی ک حسودی میکنه تا فک نکنه چیزی از بقیه کمتر داره خوشی های زندگیمونو جار نمیزنیم بلاخره حسوده اونسختی هارو نمیبینه ک فقط میگه خوشبختن شادن ولی نمیدونه گاهی صورتمونو با سیلی سرخ نگه میداریم