2777
2789
عنوان

مشکوکه یعنی؟

2946 بازدید | 105 پست
سلام
بابای من پزشکه
جایی که کار میکنه 1 منشی داره که جدیدا مامانم حس کرده مشکوکه
بعضی وقتا که با بابام تنهان میاد میشینه تو اتاق پیشش و براش درد و دل میکنه که بابام معتاده و مامان ندارم و میرم خونه باید کلی کار کنم و اینا
هی هم چیپس و پفک و اینا میخره میاره به بابام تعارف میکنه
کلا تیریپ راحته
مامانم میگه تو دور و زونه الان 1 دختر بی قصد و غرض نمییاد با 1 مرد تنها تو اتاق بشینه
من به مامانم گفتم شاید از رو سادگیشه
نظر شما چیه؟
شرم میکنم که وزن سیری ام را با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو بکشم . . . !

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من کلا آدم خوش بینی هستم راستی دختره فقط 23 سالشه و دانشجوئه
همچین کسی میاد زن مرد 53 ساله شه؟
بابام با کسی شریکه اونجا خیلی دست خودش نیس که بیرونش کنه
اینارم خود بابام به مامانم گفته
شرم میکنم که وزن سیری ام را با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو بکشم . . . !
یعنی به نظر شما مامان من الان باید چیکار کنه؟
منم میدونم کارش بده
چه میدونم شاید از بی فرهنگیه که نمیفهمه نباید با 1 مرد تنها تو اتاق باشه
شرم میکنم که وزن سیری ام را با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو بکشم . . . !
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز