بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
قصدشون خیر نبود. شوهر آبجی من خونه گرفت گیر داد بابات باید واسه من خونه بگیره طلاها مو فروختم خودشم 20 تومن داشت یکی گرفتیم زد به نام همین آبجی ترشیده اش. بعد از خونه گف ماشینمو واسه عروسی تو فروختم به بابات بگو من ماشین میخوام. یه دختر عمو داره اون میدونست نقشه بعدی اینا چیه گفته بود پدر شوهرت گفته میخوام از باباش یه خونه بگیرم یه کاری کنم از زندگی زله بشه بعد بگم این دختره از اول بی حیا بوده تا ابروش بره بهش مهریه تعلق نگیره خودش بزاره بره
اگر کسی قدرتو نمیدونه پس لیاقتش اینه که از دستت بده خیلی سادس...
من الان این ثانیه هیچ مشکلی ندرم اصلا حتی یدونه.اما افسرده ام شدید خیلی گذشته تلخی داشتم حتی الانم که مشکل ندارم اما افسرده ام و بخاطر گذشتم هیچوقت خوب نمیشم