2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

353 بازدید | 23 پست

سلامممممممم به همه...

میخوام اولین تاپیکم درمورد خودم باشه از بچگی تا الان.

من عشق مامانمم دانشجوام یبیست سالمه ظاهر خوبی دارمو چند ماهی هست که نامزدم با یه اقا پسر 25 ساله فوقالعاده خوش اخلاق و همه چی تموم که هم کلاسی خودمم هست ما هردو حقوق میخونیم همیشه میگم خدا خیلی دوسم داشته که زهرا شده مامانم و محمد شده شوهرم 

رابطمم با بابام معمولی به خوبی مامانم نیست اما بدم نیستیم باهام یه خواهر و یع برادر هم دارم که عاشق داداشمم

دوران بچگیم هم خوب گذشته الان که برمیگردم به گذشته خداییش میبینم کمبودی نداشتم به قول دختر عموم همیشه قشنگ ترین لباسا تن تو بود مامانم همیشه میگ من بزرگ شدنت رو رو پاهام حس کردم زندگی آرومی دارم خداروشکر 

برای زندگی همتون آرامش ارزو میکنم

عاشقتونم دریا دریا


برای  زندگی همتون یه چوب بی بی دی بابیدی بو ارزو دارم....

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

همیشه شاد باشی 



اما توجیح شدی داستان به چی میگن؟!

این حتی بیوگرافی هم نبودا

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ   سوره بقره آیه ۱۸                       ((لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ)) 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108