2777
2789
عنوان

خسته شدم

128 بازدید | 4 پست

چند روز پیش با همسرم دعوا کردم  قهر کردم رفتم خونه بابام چون دیگه خسته شدم ازش میگم بیا بچه دار بشیم میگه نه میگم این بخر میگه نه کلا هر حرفی بزنی ی نه توش هست هیچ کاری رو با میل من نمیکنه دیگه خیلی خسته شده بودم 

الان خونه پدرتی؟

خانوادم بهم میگن کجایی پس هیچوقت خونه نیستی/دوستام میگن کجایی پس هیچوقت نیستی/فامیلا همش میگن نیستی هیچوقت کجایی پس/من واقعا کجام پس؟!🤔             خواهشا یکی پیدام کنه بذاره سر جام😄

چون حتی ی بیرون ساده هم نمیبره من فقط خودش خوش میگذرونه 

بعد مامانم که باعث این ازدواج مسخره بود شروع کرد که چرا امدی و چرا قهر کردی و.....مادر شوهرم از اون ور شروع کرد که من نمیام دنبالت حوصله پدرت ندارم 

حالا من یکم از مشکلاتی رو که با پسرش داشتم خوبه براش توضیح دادم اما تا اون روز حتی نذاشتم مادرم متوجه بد بودن زندگیم بشه همه دعوا ها و گریه ها رو تو خونه خودم بود و از در خونم بیرون نمیبردم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مادر شوهر زنگ زد که اره من مریضم دارم میمیرم بیا خونم منم رفتم میبینم خودش اماده کرده برای ی دعوای حسابی اره به دخترام گفتم جریان قهرتو گفتم اونا به تو و برادرشون زنگ بزنن انگار حالا اصلا او عفریتها احوال من میپرسن 

اصلا حتی ی ذره از زندگیشون به هیچ کسی لو نمیده حتی خونه خریدن و ماشین خریدن و بچه دار شدن. .. دعوا با شوهراشون اصلا تحت هیچ شرایطی نمیذاره ی نفر بفهمه که زندگی اونا چطوره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز