2777
2789
عنوان

خاله های من ....

2482 بازدید | 12 پست

اصلا خدا شاهده دیگه نمیخوام هرگز ریخت هیچکدومشونو ببینم 


همین خاله هایی که تو بچگیم تا نوجوونیم عاشقشون بودم 


بعد که بزرگتر شدم هرسه تایی شدن دشمن جونمون 


انگار عقده دارن انگار من پیشرفت کردم یعنی اونارو پس زدیم 


خاله کوچیکم خیلی خوشگله از همه زودتر ازدواج کرده زن عموی من شده 


خیلی معروره اصلا به هیچ بزرگتری احترام نمیزاره خودش رو بالاتر از همه میدونسته 

بعد الان همه وضع زندگیاشون از ایشون بهتره داره دق میکنه افتاده توی دو به هم زنی 


کارش و تخصصش دو به هم زنی و دروغ گویه 



دلم میخواد یع روز تو روش همه این حرفارو بگم 


بهش بگم خجالت بکش چرا اینقدر دوست داری هنه با هم بد باشن فقط تو با همه رفت و آمد کنی 


فک کردی کی هستی چون قشنگی به خودت یه عمر نازیدی هیچی هم در نیومدی 

همیشه هشتت گرو نهته 


خاله ام هزار  تا هنر داره ولی از بس ادم طماعیه که نمیتونه یکیشو به سرانجام برسونه 


مثلا ببینه خواهر من رفته کلاس چرم اینم میره 


ببینه دخترعموم رفته فلان کلاس ...اینم میره 


واقعا هم میره اونجا و از همه هم بهتره ولی بعد ول میکنه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یه عمر مثلا خانم با حجاب بود خودشو عموم خون به دل هممون کردن میومدن خونه ما میگشتن نوار پیدا میکردن و خالم جاشو نشونش میداد عموم میشکست 



اللان خجالت نمیکشن بری خونشون کمتر از هایده گوش نمیدن اصلا 


تو همه عروسیا خالم میومد امار لباس و رقص مارو به عموم میداد که اونم بعدا تا مدتها تو رومون نگاه نکنه 


اللن خالم شالش وسط سرشه ‌..با وزن بالای ۱۲۰ شلوار جذب میپوشه 

شوهر من رییس یه اداره مهم شد ....یعنی دم به دقیقه میگفت همه مسیولین دزدن همه الن بلن 


هرکی پیشرفت کنه بهش همینارو میگه یک ثانیه بدون شر نمیتونه بمونه 


مادر من خواهر بزرگشونه مثلا ...یه عمر مامانم گفته هیس چیزی نگین عیبع خالته 


از بس بهشون رو داد که الان ‌دیگه توروی مامانم هزارتا حرفم زدن مامانمو تا پای مرگ بردن

بدبختی اینکه دور نیست که تو دهنمونه ...هنسایه دیوار به دیوار مادرمه ...شوهرش عمومه مثلا 

یعنی ما میرفتیم خونه مادرم یه شام نمیتونستیم قشنگ کوفت کنیم پا میشدن میومدن اونجا همیشه شام و ناهار خودشونو تلپ میکردن 


خدارو شکر الان قهرن بابام دیگه محلشون نمیده 

خیلی دلم میخواست زنگ بزنم همه اینارو بهش بگم ولی واگذار کردمش به دست خدا و طبیعت 


خودش تقاصشو میده 


اللنم اگه جایی هرکدومشونو ببینم سلام و علیک میکنم ولی دیگه هرگز خونه های هیچکدومشون نمیرم هیج رابطه ای . کلا قطع رابطه میکنم 

دلم میخواد برم تو چشماش نگاه کنم بگم چه بلایی سر دختر عمه ام اوردین ...همین خالم تموم زناشوییش رو برای یه بچه کلاس چهارمی تعریف کرده بود 


میخواسته بچه رو از راه بدر کنه 


میخوام برم بهش بگم تو اینقدر کثیفی 


خجالت میکشم بگم این زن خالمه 


چون دختر عمه ام خیلی زیبا بود میخواست بچه رو از راه بدر کنه 


عین نامادری سفید برفی 



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز