2777
2789
عنوان

خاطرات درهم

1092 بازدید | 33 پست

خیلی وقت بود دوست داشتم عضو بشم ولی نمیدونم چرا همش نگران بودم که زودی اطلاعاتم رو بریزم رو دایره 

از حالا میخوام بصورت درهم خاطراتم رو از گوشه گوشه زندگیم بگم شاید یه روزی از کودکیم یک روزی نادانی هام یه روزی نوجونیهام و  ...... 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تو یه چهارشنبه آخر سال ۹۰ عروسی بود دلم نمیخواد از عروسی بگم اونو می زارم واسه یک شبه دیگه بعد از عروسی مادر شوهرم که از یک شهر دیگه اومده بود به مدت ده روز پیش ما بود من هم به رسم شهر اونا باید دستمال عروس تحویل میدادم ولی از خریتم قرض خورده بودم و نزدیک های عروسی ترکش کردم که پ ر ی بشم و شدم و بزرگترین حماقتم بود چون ایشون دستمال میخواستن و اعتقادی هم به گواهی پزشک نداشتن 

خلاصه زد و پ ری تمام شد و من بیچاره بایدبه قربانگاه ممیرفتم اینجا ها رو یکم حیا می ورزم و میگم که تو هر رابطه خونریزی و درد بسیار داشتم و اصلا دخول صورت نپذیرفت یعنی نکشد انگاری یک دیوار خبرچینی کرده بودن و مانع میشد تا اینکه 

دکتر معاینه ام کرد و گفت بله شما نیاز به عمل دارین و بعد مدارک پزشکی من و شوهرم رو مشاهده کرد و گفت خانم شوهر شما فاقد نطفه است و خیلی صریح و رک گفت تا بهترین و از دست ندادی طلاق بگیر

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ریاضی کنکور

barca0 | 44 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز