بچه ها کیا ازدواج مجدد داشتن بیان یکم حرف بزنیم من خسته شدم واقعاً خیلی سختمه ، احساس میکنم افسردگی گرفتم 😦😦😦اومدم تو غربت هیچکسم ندارم لااقل شهرمون ۴ تا دوست بودن ، ولی دیگه نمیخوامم برگردم اونجا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیزم یکم از دنیای بعد از طلاق بگو بچت چندسالش بود که جداشدین
بچم ۵ سالش بود دوران سختیه ولی اگه از لحاظ مالی تامین باشی اذیت نمیشی من خر شدم مهریمو بخشیدم بعدم دیگه نیازی نداری بخوای ازدواج کنی با این شرایط سختی ک داره اینکه اسم نامادری میاد روی ادم حالمو بد میکنه