خدا صبرمون بده فقط
دیشب مهمون داشتم تو خونه سه تا هم بچه کوجیک داشتنموقع رفتنشون درو که بستن برگشتم یه،لحظه به خونه نگاه کردم
خونه انگار جهنم بود ساهت ۱۱رفته بودن تا ساعت یک پذیرایی و اتاق خوابو تمیز کردم امروزم از صبح دارم اشپزخونه رو جمع میکنم تا یک ساعت پیش فقط گریه کردم و کار کردم.چهار تا زلزله یجا خونه رو به گند کشیدن.